قاعده قسر، ضرورت‌بخش مهدویت1

چکیده

مقاله پیش رو به یکی از مبانی مهم هستی‌شناختی مهدویت به نام قاعده قسر می‌پردازد. آغاز این نوشتار با مقدمه‌ای رقم خورده و سپس به مفهوم‌شناسی قسر از نظر لغت و اصطلاح پرداخته شده است. در ادامه بعد از بیان انواع قسر و کاربرد قسر نوعیه در ارتباط با مهدویت، به فطرت و امور فطری _ که در واقع توجیه‌گر رابطه میان مهدویت قاعده قسر است اشاره شده و در آخر به عوامل توجیهی امتناع قسر، همچون حکمت الهی، هدفمندی آفرینش و نظام احسن پرداخته و رابطه آن‌ها با مهدویت بررسی شده است.

مقدمه
از جمله مبانی فلسفی و هستی‌شناختی مهدویت، قاعده امتناع قسر دائمی و اکثری است. امتناع قسر به عنوان یک قاعده و قانون وجود‌شناختی که از فلسفه و آموزه‌های آن برخاسته است، خاستگاه فلسفی و هستی‌شناختی دارد. قسر در مفهوم‌شناسی به معنای منع و جبر به کار رفته و همیشه در مسیر خلاف مقتضای طبایع حرکت کرده و فرایند تکامل‌خواهی و غایت‌طلبی موجودات را به مخاطره می‌اندازد. از این‌رو می‌توان این ادعا را در گام نخست به عنوان برایند بحث، پیش‌کش کرد که اولاً قاعدۀ قسر، قاعده و قانونی فلسفی است؛ ثانیاً از آن‌جا که بحث قسر مربوط به امور حقیقی و وجودی است نه امور اعتباری و ماهیتی، به عنوان یک بحث هستی‌شناختی و وجود‌شناختی قابل نشانه‌گذاری است.
اما نکته مهم و لازم در این‌جا بحث جایگاه قاعده قسر و اهتمام آن در میان آموزه‌های مهدویت و نیز بحث کیفیت و نوع رابطه آن با اندیشه مهدویت است که در پاسخ به صورت اجمالی گفته می‌شود: ارتباط این قانونِ فلسفی و هستی‌شناختی با آموزه مهدویت، با مباحث فطرت و امور فطری توجیه می‌شود؛ زیرا فطرت و گرایشات فطری، چیزی است که وجود انسان با آن سرشته شده، انسانیت و شاخصه‌های انسانی با آن شکل گرفته و از سوی خدا به رسم امانت در نهان و درون انسان‌ها نهادینه شده است.
فطرت و گرایشات فطری که فعل و آفرینش الهی است، حقیقت‌بخش و توجیه‌گر هستی و وجود انسانی به شمار می‌رود و با فقدان آن، حقیقت و وجود انسان به خطر می‌افتد. عدالت‌خواهی، ظلم‌ستیزی، امنیت اجتماعی، اخلاق‌محوری، دین‌خواهی، اضمحلال گناه و معصیت در جامعه، گسترش پاکی و صفا در جامعه و… از جمله مواردی هستند که خاستگاه فطری و وجدانی دارند و از طرف آفریدگار در وجود همه انسان‌ها بالسویه قرار داده شده‌اند. بشر در طول تاریخ، همیشه فعالیت‌ها و حرکت‌های خویش را در راستای رسیدن به آن‌ها تنظیم کرده و برای تحقق و نیل به این گرایش‌های فطری، از هیچ تلاش و کوششی فروگذار نکرده است. بی‌تردید اگر این عشق و علاقه وافر بشر نسبت به این مسائل بدون پاسخ رها شود و بشر در راه رسیدن به آن‌ها سرخورده و ناکام گردد، قسر و منع دائمی در تاریخ بشریت رخ داده است و این با عنایت و حکمت الهی در تعارض خواهد بود. از این‌رو باید موقعیت و فضایی ایجاد شود تا بشر بتواند به این خواسته فطری که خواسته‌ای فراگیر و همه‌جانبه است نایل آید. بی‌تردید فضاسازی و ایجاد موقعیت بر اساس داده‌های عقلی و دینی، تنها توسط منجی و مصلح جهانی _ حضرت مهدی(عج) _ فراهم می‌شود.
در این‌جا پرسش‌هایی مطرح می‌کنیم تا در برایند بحث، پاسخ‌هایی درخور و مناسب برای آن‌ها جست‌وجو نماییم:
۱٫ قاعده قسر چیست و چه جایگاهی دارد؟
۲٫ نقش قانون قسر در میان آموزه‌های مهدویت و جایگاه آن چیست؟
۳٫ نوع رابطه و تعامل قاعده قسر با اندیشه مهدویت چگونه است؟
۴٫ مبناسازی اندیشه مهدویت از طریق قاعده قسر چگونه توجیه می‌شود؟
۵٫ جایگاه و نقش فطرت در مرتبط‌سازی اندیشه مهدویت به قاعده قسر چگونه است؟
مفهوم‌شناسی قسر
قسر در مفهوم لغوی به معنای اکراه، غلبه، قهر (ابن‌منظور، ۱۴۱۳: ج۵، ۹۲) و نیز به معنای چیرگی، جبر و زور آمده (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲: ج۱، ۶۷۰) و در معنای اصطلاحی به معنای جبر و قلب مقتضاى طبایع است (خمینی، بی‌تا: ج۱، ۲۹۹) و این‌که خدای حکیم یک ماهیّت نوعی را برای نیل به کمال بیافریند و آن نوع را با استعداد خاص تجهیز کند، ولی هرگز آن نوع به  مقصد نرسد و قوّه او به فعلیت نیاید (جوادی آملی، ۱۳۸۹: ج۵، ۲۱۰). لیکن اگر آن نوع دارای افراد بی شمار بود و عدّه زیادی از آن افراد به فعلیت رسیدند و برخی از آن‌ها بر اثر تزاحم، تنازع در بقا، اصطکاک متحرک ها و مانند آن از عوامل ویژه قلمرو طبیعت به مقصد نایل نشد، چنین محرومیتی، قسر موقّت، محدود و مقطعی است، نه قسر دائم که به اصل نوع کلی و طبیعت جامع مربوط است و چنین قسر موردی نه‌تنها محال نیست، بلکه لازمه منطقه حرکت عمومی و همگانی و همیشگی ماده است؛ زیرا در قلمروی که همه موجودهای آن در حرکتند و شعور تفصیلی، عدالت و عصمت در آن‌ها مطرح نیست، چاره ای جز برخورد و محرومیت برخی و نموّ و فربهی برخی دیگر نخواهد بود؛ هرچند این محرومیّت های نِسبی وسیله تکامل جمعی قرار می گیرد (همو: ۲۰۹).
بر این اساس حکما حرکت را دو قسم می‌دانند: طبعى و قسرى؛ زیرا جسمِ متحرک، یا به طبع خود حرکت مى کند یا نه؛ یعنى یا این است که اگر او را به حال خود واگذارند و هیچ عاملى بر او اثر نکند، باز به حکم یک تمایل ذاتى و یک نیروى داخلى حرکت مى کند، یا این است که حرکت مورد نظر را تحت تأثیر عاملی بیرونى انجام مى دهد. نوع اوّل را «حرکت طبعى» و نوع دوم را «حرکت قسرى» مى نامند. درباره نوع دوم مى گویند همیشه موقّتى است و هیچ‌گاه به صورت جریانی دائمی و همیشگى نخواهد بود (خالدغفاری، ۱۳۸۰: ۱۵۸)؛ زیرا «الأصول الحکمیه داله على أن القسر لا یدوم على طبیعه و أن لکل موجود غایه یصل إلیها یوم» (شیرازی، ۱۳۶۰: ۳۱۴).
بحث قسر در واقع در مباحث‌ علّت و معلول در تقسیم فاعل‌ آمده است که فاعل (یعنی کننده کار) یا به فعل خود علم ‌دارد یا ندارد. اگر فاعل به فعلش عالم نباشد یا فعل ملایم طبع اوست، یا این‌که فعل با طبع او مخالف است‌. فاعل عالم به فعل، ‌یا فعل به اراده اوست یا چنین نیست و هکذا. در مجموع هشت قسم فاعل به‌ دست می‌آید، از جمله فاعل بالطبع‌، فاعل‌بالقسر، فاعل بالجبر، فاعل بالتسخیر، فاعل بالرضا، فاعل بالقصد، فاعل بالعنایت و فاعل بالتّجلی‌. فاعل بالقسر فاعلی است که ‌به فعل خود علم ندارد؛ به علاوه فعلش با طبع او سازگار نیست‌. فاعل بالطبع مقابل فاعل بالقسر است و مراد از آن فاعلی است که فعلش با طبع او ملایمت و سازگاری دارد. از جمله مثال‌های فاعل بالقسر و فاعل بالطبع یکی پرتاب سنگ است‌. بنابر طبیعیات ارسطویی، طبع سنگ نسبت به زمین نزولی است‌، لذا در شرایط عادی حرکت سنگ از بالا به پایین است، حرکت سنگ از پایین به بالا حرکت قسری خوانده می‌شود؛ یعنی حرکت بر خلاف طبیعت سنگ ناشی از عوامل قاسره است که با اعمال فشار، شی‌ء را بر خلاف طبیعت خود به حرکت واداشته‌اند. حال آن‌که فلاسفه حرکت سنگ از بالا به پایین را حرکتی طبعی می‌دانند. یا مثلاً آتش هیچ‌گاه حرارت نداشته باشد و در جهان، نیرویی باشد که از آغاز پیدایش آتش تا هنگامی که آتش در این جهان وجود دارد از حرارت آن جلوگیری کند. مثال دیگر نفس انسانی است که افعالی از قبیل نبض و تنفس را بالطبع مرتکب می‌شود؛ اما در شرایط غیرطبیعی و بیماری‌، افعال یادشده به سبب عوامل قاسره از مسیر صحت منحرف می‌شوند. یا فطرت انسانی است که همیشه به دنبال افعال خوب و زیباست و خلاف آن‌ها برای انسان قسر به شمار می‌آید.
آن‌چه از اصطلاح فلسفی فاعل بالقسر و حرکت قسری برای بحث خود لازم داریم، درک این نکته است که حرکت قسری حرکتی بر خلاف طبیعت و ناشی از فشار و زور است‌. فاعل بالقسر یا قاسر، عاملی است که با اعمال زور و فشار شی‌ء را از مسیر طبیعی خود منحرف می‌کند. به آن‌چه با حرکت قسری از مسیر طبیعی خود منحرف شده مقسور گفته می‌شود. بنابراین قسر یعنی جریان شی‌ء بر خلاف مقتضای طبیعت خویش‌. قسری یعنی اکراهی‌، اجباری‌، آن‌چه با زور و قهر و غلبه و فشار و بر خلاف طبیعت و میل تحمیل می‌شود.
یکی از قواعد فلسفی قاعده‌ای است که در بحث قسر جاری می‌شود: «القَسرُ لا یَکونُ دَائِمِیَّاً وَ لا أَکثَرِیَّاً»؛ قسر دائمی واکثری نیست‌، چنان‌که ملّاصدرا در اسفار می‌نویسد:
قد ثبت فی الحکمه الإلهیه أن أفراد کل طبیعه نوعیه یجب أن یکون فعلها الخاص لها إما دائمه أو أکثریه و أن طبیعه ما من الطبائع لا یمکن أن تکون ممنوعه عن مقتضى ذاتها أبد الدهر. (همو، ۱۹۸۱: ج۸، ۶۸)
آری، منظور از قسر دائم، آن است که حقیقتی از حقایق هستی در دوره روزگارش، به سبب وجود مانعی اعم از این‌که داخلی باشد یا خارجی، از خواسته طبیعی خود محروم باشد (طباطبایی، ۱۴۱۷: ج۱، ۲۰۸). این نظریه فلسفی که به شکل قانون در جهان هستی جاری است، به ما خبر می‌دهد که روزگار ظلم و ستم در عالم بشری سپری خواهد شد و روزگار عدل و داد خواهد آمد. پس قسر انسانیت در عمر انسانیت محال است؛ چنان‌‌که در بیشتر عمر انسانیت هم محال خواهد بود؛ پس روزگاری خواهد آمد که روزگار انسانیت باشد. زیرا «القسر کما علمت لا یکون دائمیاً و لا أکثریاً فکل طبیعه لا تتعطل عن کمالها أبداً» (شیرازی، ۱۹۸۱: ج۷، ۸۹). محقق سبزواری در این‌باره می‌سراید:
و کل شی ء غایه مستتبع
حتى فواعل هی الطبائع
و القسر لا یکون دائما کما
لم یک بالأکثر فلینحسما
إذ مقتضى الحکمه و العنایه
إیصال کل ممکن لغایه
(سبزواری، ۱۳۷۹: ج۲، ۴۲۰)
محال بودن قسر نوعیه
واژه قسر در حوزه کاربردش به اقسام مختلفی تقسیم می‌شود. یک‌بار در برابر طبع قرار می‌گیرد و بار دیگر در برابر اراده. ابوعلی‌ سینا می‌گوید:
المتوجّه نحو شى ء محدود إما بالطبع، و إما بالإراده، و إمّا بالقسر. و القسر ینتهى إلى إراده أو طبع٫ (ابن‌سینا، ۱۴۰۰: ۶۴)
مثال اولی مانند آب که همیشه طبیعتاً به سوی پایین در جریان است و قسر آن، حرکت دادن آب به سمت بالاست. یعنی طبیعت آب حرکت به سمت پایین است که اگر خلاف جهت پایین و سمت بالا باشد، خلاف طبیعت آب و قسر آن محسوب می‌شود. مثال دومی همچون انسان که فطرتاً همیشه انجام کارهای خوب را اراده کرده و میل به انجام آن‌ها دارد که قسر آن مجبور کردن او به انجام کارهای بد به شمار می‌آید. بنابراین قسر همیشه در برابر طبع که متعلق به اشیای بی‌جان بوده و بیشتر در حوزه‌های مادی و مکانی کاربرد دارد، قرار نمی‌گیرد؛ بلکه در برابر اراده _ که مخصوص موجودات جان‌دار، به‌ویژه انسان است و بیشتر در حوزه‌های مادی و معنوی به کار می‌رود _ نیز قرار می‌گیرد. از این‌رو شهید مطهری می‌گوید:
حرکت طبعى و قسرى به حرکت‌هاى مکانى اختصاص ندارد؛ در مورد سایر حرکات نیز مى توان آن را جارى دانست. (مطهری، ۱۳۶۹: ج۵، ۴۲۷)
اما قسر در تقسیم دیگر، یک‌بار با اتصاف جزئی درباره اشخاص و افراد به کار می‌رود و بار دیگر با اتصاف کلی، نوع و ماهیت نوعیه را همراهی می‌کند. مثلاً برخی از افراد یک نوع مثل انسان به سبب موانعی که در زندگی‌شان پیش می‌آید از رسیدن به غایت و کمال بازمی‌مانند. این شکل مانعیت و جبر، قسر شخصی نام دارد که با وصف جزئی برای افراد یک نوع _ که جزئی هستند _ رخ می‌دهد. بر اساس نظر اندیشمندان و صاحب‌نظران وقوع این نوع قسر نه‌تنها محال نیست، بلکه با شاخصه دنیا و امور دنیایی که بر اساس تزاحم و تعارض در فرایند تکامل و ترقی توجیه‌پذیر هستند، هماهنگ و سازگار است. اما محال بودن قسر که مورد نظر و تأکید حکما و فلاسفه است دو شرط دارد: ۱٫ دائمی یا اکثری باشد؛ ۲٫ قسر نوعیه باشد؛ چنان‌که ملّاصدرا می‌گوید:
قد ثبت فی الحکمه الإلهیه أن أفراد کل طبیعه نوعیه یجب أن یکون فعلها الخاص لها إما دائمه أو أکثریه و أن طبیعه ما من الطبائع لا یمکن أن تکون ممنوعه عن مقتضى ذاتها أبد الدهر. (شیرازی، ۱۹۸۱: ج۸، ۶۸)
با وصف اکثری و دائمی، قسر موقتی خارج می‌شود و با وصف نوعیه، قسر جزئیه استثناء می‌گردد. به این معنا خداوند، نوعی را بیافریند و برای آن کمال و شاخصه‌ای در نظر بگیرد و این نوع در حیات و زندگی خود به صورت فراگیر یا حداکثری به آن شاخصه و کمال تعیین شده اصلاً نرسد که این ناکامی و نرسیدن‌ها با حکمت و عنایت الهی در تهافت و تعارض است. مثلاً خداوند متعال در خلقت و وجود همه انسان‌ها گرایشاتی همچون عشق به عدالت اجتماعی، آسایش اجتماعی، رفاه اجتماعی، امینت اجتماعی و… قرار داده است. از آن‌جایی که این نوع گرایشات از امور فطری به شمار می‌رود و امور فطری بدون اختیار و اراده انسان از سوی خدا در وجود بشر قرار داده شده است، برآورده نشود، یعنی یا اصلاً نوع بشر به این خواسته نرسد یا جوامع محدودی به این خواسته نایل آیند، در این صورت قسر دائمی و اکثری رخ داده است و این با حکمت و عنایت الهی تعارض دارد. بنابراین باید موقعیت و فضایی ایجاد شود تا بشر و جوامع بشری به این خواسته اجتماعی نایل آیند و این موقعیت‌سازی و بسترسازی بر اساس داده‌های دینی و عقلی توسط منجی اجرایی و عملیاتی می‌شود. از این‌رو در این نوشتار در میان تقسیمات مختلفِ بحث قاعده قسر، دو نوع آن مورد توجه است:
۱٫ قسری که در برابر اراده مطرح است؛
۲٫ قسری که به جامعه و اجتماع مردم مربوط می‌شود و از آن به قسر نوعیه تعبیر می‌کنند.

تاریخ ارسال : پنجشنبه 31 فروردین 1396  ساعت 10 و 10 دقیقه و 33 ثانیه  | نویسنده :   مهدی ملاصادقی

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
«««بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان

اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن
خدایا، ولىّ‏ ات حضرت حجّه بن الحسن

صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی
که درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد

هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ
در این لحظه و در تمام لحظات

وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ
سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر

دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ
و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى

طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"

که خوشایند اوست ساکن زمین گردانیده،
و مدّت زمان طولانى در آن بهره‏مند سازى»»»»
سلام بر مهدی (عج) و روزی که می آید و آن روز....
آرزو دارم وقتی مهدی موعود می آید در رکاب حضرت شهید بشوم
آروز دارم وقتی حضرت می آید اگر مرا لایق دانست یکی از سربازانش باشم
آرزو دارم که با مهدویت زندگی بکنم
همین که هر روز به یادش می افتم و بغضم می گیرد
اما دیگر توان این را ندارم که از خود حرکتی بکنم
و با قدم های کوچک خود به یاری او بشتابم
گناه این مردم مانع این می شود
که کسی بتواند یار مهدی باشد
اما دلم به این خوش است که همیشه از او یاد می کنم
همیشه صدا می زنم مهدی جان!!!
آخ که فقط نام مبارکش دلم را به لرزه می اندازد
یا مهدی!! قربان چشمایت بشوم که هر روز برای گناه من گریه می کنی
تا عذاب برایم نیاید
دنیا دیگر دارد تمام می شود
ای خدای مهربان!!!
نظری به این دنیا بکن!
یا مهدی!!
نظری بر ما بنده ضعیف بکن!!!
چشم ما همیشه با اشک خود راه را برای آمدن تو شست و شو می دهد
پس بیا قبل از اینکه اشک چشم هایمان خشک شود
یا مهدی جان!!!!
بیا.............................
وبلاگ بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجّل الله تعالی فرجه و الشریف شعبه زرقان ، با هدف ترویج فرهنگ مهدوی وبا استعانت از خداوند متعال وامدادهای حضرت ولیعصر عجّل الله تعالی فرجه و الشریف فعالیت خود را آغاز نموده است و إن شاء الله با همیاری شما عزیزان طی طریق خواهد نمود...
و اما کانون فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج) :
این کانون از سال 1390 مصادف با عید سعید غدیر تحت حمایت بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج) فارس با حضور حاج آقا حدائق مدیریت محترم بنیاد فارس با مدیریت امام جمعه محترم شهر حاج آقا موحدی در شهر زرقان افتتاح گردید که فعالیتهای فرهنگی مهدوی را در راس برنامه های خود دارد.



اللهم عجّل لولیّك الفرج
07124224434
  لشکر رزمنده انصار المهدی موعود (عج) زرقان  
  یا مهدی  
  ادرکنی  
  بسم الله الرحمن الرحیم  
  اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ  
  وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ  
  وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ  
   
  التماس دعا  
  خدایا،توفیق فرمانبرى،و دورى از نافرمانى،و درستى نهاد و شناخت واجبات را روزى ما بدار  
  ما را به هدایت و پایدارى گرامى دار  
  و زبانمان را به راستگویى و حكمت استوار ساز  
  اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن  
  صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ  
  فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ  
  وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً  
  حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"  
  برحمتک یا ارحم الراحمین  
  بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیمِ  
  أنْتَ اللهُ الَّذی لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ، مُبْـدِئُ الْخَلْقِ وَمُعیدُهُمْ وَأنْتَ اللهُ الَّذی لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ، مُدَبِّـرُ الْاُمُورِ  
  وَ بٰاعِثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ، وَ أنْتَ اللهُ الَّذی لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ الْقٰابِضُ الْبٰاسِطُ  
  وَ أنْتَ الله الَّذی لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ، وٰارِثُ الْأرْضِ وَمَنْ عَلَیْهٰا.  
  أسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذی إذٰا دُعیتَ بِهِ أجَبْتَ، وَإذٰا سُئِلْتَ بِهِ أعْطَیْتَ  
  وَ أسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ أهْلِ بَیْتِهِ، وَ بِحَقِّهِمُ الَّذی أوْجَبْتَهُ عَلیٰ نَفْسِكَ  
  أنْ تُصَلِّیَ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ ٰالِ مُحَمَّدٍ، وَ أنْ‌ تَقْضِیَ لی حٰاجَتی، السّاعَةَ السّاعَةَ،  
  یٰا سَیِّدٰاهُ، یٰا مَوْلٰاهُ، یٰا غِیٰاثٰاهُ، أسْئَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ سَمَّیْتَهُ بِهِ نَفْسَكَ، وَاسْتَأْثَرْتَ  
  بِهِ فی عِلْمِ الْغَیْبِ عِنْدَكَ أنْ تُصَلِّیَ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ ٰالِ مُحَمَّدٍ، وَ أنْ تُعَجِّلَ خَلٰاصَنٰا  
  مِنْ هٰذِهِ الشِّدَّةِ، یٰا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَالْأبْصٰار، یٰا سَمیعَ الدُّعٰآءِ،‌إنَّكَ عَلیٰ كُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ،  
  بِرَحْمَتِكَ یٰا أرْحَمَ الرّاحِمین  
یک روز می افتد ؛
آن اتفاق خوب را می گویم ...
من به افتادنی که برخاستن اوست ایمان دارم ؛
هر لحظه ، هر روز ، هر جمعه ...
اللهم عجل لولیک الفرج
  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ  
  لا اِلهَ اِلا اللَّهُ  
  عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ  
  وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ  
 
  یا مهدی ادرکنی  
 السلام علی جمیع المعصومین علیهما السلام  
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ ما شآءَ اللَّهُ كانَ وَ مالَمْ یَشَاْ لَمْ یَكُنْ اَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّشَیْئٍ قَدیرٌ وَ اَنَّ اللَّهَ قَدْ اَحاطَ بِكُلِّ شَیْئٍ عِلْماً اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ نَفْسى وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ دآبّةٍ اَنْتَ اخِذٌ بِناصِیَتِها اِنَّ رَبّى عَلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ