قاعده قسر، ضرورت‌بخش مهدویت 2

فطرت، حلقه مفقوده قاعده قسر و مهدویت
حلقه مفقوده‌ای که مباحث مهدویت را به قاعده قسر گره می‌زند، بحث فطرت و امور فطری است. با فطرت است که قسر انسانی معنا پیدا می‌کند و نیز با قسر است که فطرت انسانی توجیه می‌شود؛ زیرا در مفهوم‌شناسی قسر، آن را خلاف طبع معنا کرده‌اند. پس باید طبعی باشد تا خلاف آن معنا پیدا کند و باید فطرتی باشد تا خلاف آن بشود قسر؛ إذ القسر هو خلاف الطبع٫ فحیث لا طبع، فلا قسر ایضاً (داماد، ۱۳۶۷: ۲۱۹؛ رازی، ۱۴۱۱: ج۱، ۲۰۸). پس قسر انسانی به معنای خلاف فطرت است؛ یعنی اگر حرکت یا فعلی که از انسان سر می‌زند، با فطرت و خواسته‌های فطری مخالف باشد، قسر انسانی رخ داده است.


آری، فطرت و امور فطری از جمله شاخصه‌های مهم انسانی است که بالسویه در وجود همه انسان‌ها با اختلافات و تفاوت‌های گوناگون وجود داشته و هیچ‌گاه رنگ اضمحلال و نابودی به خود نمی‌گیرد و بدون تعلیم و تعلّم، در نهان همه انسان‌های جاسازی شده است که همان عامل جداسازی و تمایز بشر از سایر موجودات به شمار می‌رود. مؤلفه‌های امور فطری همچون میل به فراگیری عدالت و اضمحلال ظلم، عشق به فراگیری اخلاق و حسن معاشرت، گرایش به فراگیری رفاه و آسایش اجتماعی، میل به فراگیری امنیت اجتماعی و اضمحلال تعدی، علاقه به خوش‌فرجامی و عاقبت به‌خیری تاریخ، فراگیر شدن اطاعت و بندگی خدا، و از بین رفتن گناه و معصیت در جامعه، همگی از جانب خدا همراه با آفرینش انسان‌ها آفریده شده و در نهان و درون آن‌ها جاسازی شده است. این امور و امثال آن از جمله امور فطری و گرایشات وجدانی هستند که در وجود همه انسان‌ها در نژادها و قومیت‌های مختلف و در موقعیت‌ها و جغرافیای گوناگون و با فرهنگ‌ها و تمدن‌های متفاوت، بالسویه به ودیعه گذاشته شده است. اگر آن‌ها در جامعه اجرایی نشوند و بشر، روزگار را بدون آن‌ها به پایان ببرد، قسر و خروج از مسیر اصلی و میل باطنی انسان رخ داده که بر اساس اعلان عقل و فلسفه این نوع رخداد محال و ممتنع است. ملّاصدرا در این‌باره می‌گوید:
فاعلم أن الطاعه کل هیئه یقتضیها ذات الإنسان بما هو إنسان أی ذو جوهر نطقی لو خلی عن العوارض الغریبه فهی الفطره الأولى التی فطر الله عباده کلهم علیها و المعصیه کل ما یقتضیه بشرط غریب یجری له مجرى المرض و الخروج من الحاله الطبیعیه فیکون میل الإنسان بما هو إنسان إلیه کشهوه الطین التی هی غریبه بالنسبه إلى المزاج الطبیعی لم یحدث إلا لعروض مرض و انحراف عن المزاج الأصلی الجبلی. (شیرازی، ۱۳۶۳: ۲۰۲)
بشر از دیرباز، به دنبال تحقق این امیال و گرایشات دورنی خود بوده و برای دست‌یابی به آن‌ها از هیچ تلاشی فروگذار نکرده است. در این مسیر چه سختی‌ها و مشکلاتی را پشت سر گذاشته و چه مرارت‌ها و ناملایماتی را به جان خریده است! مع الاسف با این همه توجه و اقبال عمومی مردم و با این همه تلاش و کوشش پیامبران الهی در ارائه برنامه و راهکارهای آسمانی، به سبب نبودِ بلوغ فکری، عدم بالندگی فرهنگی و فقدان پذیرش مردمی، هنوز بشر در مسیر رسیدن به این خواسته‌های فطری ناکام و ناموفق است. بی‌تردید این امیال متعالی و گرایشات وجدانی که از روح و روان بشری نشأت می‌گیرد، نه‌تنها در راستای میل و گرایش بنی‌آدم است بلکه عشق و علاقه وافر انسانی نیز آن را همراهی می‌کند. بنابراین، این نوع گرایشات و خواسته‌های فطری که در کوچک و بزرگ، پیر و جوان و زن و مرد وجود دارد و جزو آفرینش آن‌هاست، همیشه مورد عشق و علاقه انسان‌ها بوده و خواهد بود و تحقق و اجرای آن‌ها همواره مورد در خواست بشر است. حال اگر فرایند سیر تاریخی، طوری به فرجام خود نزدیک شود که هنوز بشر به خواسته فطری و وجدانی خویش نرسیده باشد، در این صورت قسر دائم رخ داده که این گونه قسر از منظر عقل و شرع محال است.
به سبب جایگاه و نقش تأثیرگذار فطرت و مؤلفه‌های فطری در توجیه‌گری و تثبیت مهدویت و آموزه‌های آن، در سخنان معصومین(ع)فراوان به این موضوع توجه شده است. مثلاً از جمله امور فطری که در روایات اسلامی به آن پرداخته شده، بحث عدالت است. کثرت نقل روایات در این مورد به حدی است که برخی از بزرگان ادعای تواتر کرده‌اند. آری، تحقق عدالت فراگیر در همه شئونات زندگی _ اعم از فردی و اجتماعی _ و در همه سطوح اجتماعی _ اعم از اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، عبادی و… _ جزو اهداف مهم نظام جهانی مهدوی به شمار می‌آید. در توجیه جایگاه و اهتمام موضوع عدالت و هدف‌گذاری مهدویت برای تحقق آن، همین بس که همه حضرات معصومین(ع)به گونه‌ای در این‌باره گفت‌وگو کرده‌اند.
پیامبر گرامی اسلام(ص)می‌فرماید:
الْمَهْدِیُّ الَّذِی یَمْلَأُهَا قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ بَشِیراً لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیَا إِلَّا یَوْمٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّى یَخْرُجَ فِیهِ وَلَدِی الْمَهْدِیُّ؛ (طبرسی، ۱۳۹۰: ۳۹۱)
مهدى آن کسی است که زمین را از عدل و داد پر کند، چنان‌که پر از ظلم و ستم شده باشد. به خدایى که مرا به راستى به مقام پیغمبرى برانگیخت، اگر یک روز از عمر دنیا باقى باشد، خداوند آن روز را چنان طولانى گرداند تا فرزندم مهدى ظهور کند.
همچنین آن حضرت فرمود:
أَبْشِرُوا بِالْمَهْدِیِّ _ قَالَهَا ثَلَاثاً _ یَخْرُجُ عَلَى حِینِ اخْتِلَافٍ مِنَ النَّاسِ وَ زِلْزَالٍ شَدِیدٍ یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً یَمْلَأُ قُلُوبَ عِبَادِهِ عِبَادَه وَ یَسَعُهُمْ عَدْلُه؛ (طوسی، ۱۴۱۱: ۱۷۹)
شما را به قیام مهدى مژده می‌دهم _ سه‌بار این جمله را فرمود _ هنگامى که مردم به جان هم افتند و زلزله سختى پدید آید، او ظهور خواهد کرد، زمین را از عدل و داد پر کند چنان‌که از ظلم و جور پر شده باشد. دل‌هاى بندگان خدا را از عبادت لبریز نماید و سایه عدلش همه آن‌ها را فرا گیرد.
امام صادق(ع) می‌فرماید:
إِذَا قَامَ الْقَائِمُ(ع) حَکَمَ بِالْعَدْلِ وَ ارْتَفَعَ فِی أَیَّامِهِ الْجَوْرُ وَ امَنَتْ بِهِ السُّبُلُ وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ بَرَکَاتِهَا وَ رُدَّ کُلُّ حَقٍّ إِلَى أَهْلِهِ وَ لَمْ یَبْقَ أَهْلُ دِینٍ حَتَّى یُظْهِرُوا الْإِسْلَامَ وَ یَعْتَرِفُوا بِالْإِیمَانِ؛ (اربلی، ۱۳۸۱: ج۲، ۴۶۵)
چون حضرت مهدی(عج) قیام کند به عدالت حکم فرماید، و در دوران او ستم بر داشته شود، و راه‌ها امن گردد و زمین برکت‌هاى خود را بیرون آورد، و هر حقى به اهلش رسد، و اهل هیچ کیش و آیینى به جاى نماند، جز این‌که همگى اظهار اسلام کنند و اعتراف به ایمان نمایند.
روایات فوق بخشی از روایات پرشمارِ وارد شده در منابع حدیثی هستند که به اهداف درازمدت و کوتاه‌مدت نظام جهانی مهدوی اشاره دارند. در این روایات به نمونه‌هایی از امور فطری و گرایشات وجدانی بشر همچون احیای عدالت، امنیت، عبادت، دین، ایمان، برکت، حق و تحقق ظهور، و نیز رفع جور و ستم اشاره شده است که در واقع تک‌تک این موارد جزو گرایشات فطری و وجدانی بشر است که بشر در طول تاریخ برای اجرای آن‌ها تلاش کرده است؛ ولی این تلاش‌ها و کوشش‌ها بیشتر مقطعی و جزئی هستند، حال آن‌که اجرا، تحقق و شکوفا شدن آن‌ها ‌تلاش و کوششی فراگیر، همه‌جانبه و جهادی را طلب می‌کند؛ همان کوششی که منجی جهان _ حضرت مهدی(عج) _ با نهضت خود ایجاد می‌نماید و برای اولین و آخرین‌بار بشر را به خواسته‌های فطری و گرایشات وجدانی‌اش می‌رساند. بنابراین بشر دارای استعداد‌های نهفته‌ای است که از دیرباز به دنبال بروز و شکوفایی آن‌ها بوده است. مع الاسف بر اساس داده‌های تاریخی، هنوز بشر به این آرزوی دیرینۀ خود دست پیدا نکرده و به پویایی و بالندگی آن نرسیده است؛ اما بر اساس داده‌های عقلی _ فلسفی و مستندات شرعی _ نقلی، بستر این پویایی با نهضت مقدس منجی آغاز می‌شود و با تشکیل نظام جهانی او به کمال و نهایت خود می‌رسد. این‌جاست که بشر در پرتو نظام جهانی مهدوی _ که با اجرای قوانین و برنامه‌های آسمانیِ برگرفته از دین اسلام، به عنوان کامل‌ترین و جامع‌ترین دین به میدان آمده است _ به شکوفایی و بالندگی استعداد‌های فطری همچون عدالت فراگیر، امنیت فراگیر، اسلام فراگیر، ایمان فراگیر، بندگی و عبادت فراگیر و… می‌رسد.
عوامل توجیهی امتناع قسر و مهدویت
از نظر حکما و فلاسفه، محال بودن قسر _ چه قسر دائم و چه قسر اکثری _ به عنوان امری مسلم و قطعی تلقی به قبول شده و به سبب اهتمام و تأثیرگذاری‌اش، از آن به عنوان قاعده و قانون یاد کرده‌اند. آری، قاعده قسر به عنوان قاعده‌ای فلسفی برای اولین‌بار در فلسفه مورد گفت‌وگو و کنکاش دقیق فلاسفه قرار گرفته و در همین حوزه به چیستی و دلایل توجیهی آن و نیز به اقسام و عوامل امتناع آن نظر داده شده است. مثلاً عنایت و حکمت الهی، احسن بودن و هدفمندی نظام آفرینش، از جمله دلایل و عوامل توجیهی محال بودن قسر به شمار می‌روند که به لحاظ عقلی و منطقی، محال بودن قسر را توجیه‌پذیر می‌کنند.
قسر و حکمت الهی
حکمت و عنایت الهی مقتضی ‌است تا هر نوع از موجودات به غایت خاص خود نایل شوند؛ زیرا حکیم بودن خدا بدین معناست که موجودات را به کمالات لایق خود تا هر حدّى
که براى‌شان ممکن است، برساند. قسر دائمی و نیز انحراف شی‌ء در بیشتر موارد از مسیر طبیعی، خلاف مقتضای حکمت و عنایت ازلی خداوند است‌. بنابراین هیچ فعل قسری در عالم طبیعت دائمی نیست‌. عمر فاعل‌های قسری کوتاه و محدود است و عوامل فشار و قسر زوال‌پذیر و رفتنی‌اند.
امتناع قسر دائم این  است که اگر خدای حکیم نوعی را با استعداد ویژه خلق کند و آن استعداد هرگز در هیچ فردی از افراد آن نوع از قوه به فعل نیاید، چنین کاری حکیمانه نیست؛ زیرا این گونه آفرینش یا به نقصان علم خداوند بازمی گردد یا به کمبود قدرت او، یا به ضعف جود و سخای پروردگار. بر این اساس اگر نوعی با استعداد ویژه آفریده شد، حتماً به فعلیت می رسد (جوادی آملی، ۱۳۸۹: ج۵، ۲۱۰).
آری، به مقتضاى حکمت و عنایت خداوند، در خلق طبایع اشیاء، حکمت و مصلحتى است که طبایع براى استیفاى آن جعل شده است و چون قسر دائمى و یا اکثرى منافى با حکمت است، خلاف حکمت، مخالف علت غائیه هر موجودى است. پس حذراً از لزوم خلاف حکمت که در حکیم محال است، قسر دائمى و اکثرى محال است. (خمینی، بی‌تا: ج۱، ۳۰۰).
بنابراین، بر اساس عنایت ازلی خداوند همه موجودات دارای غایت و هدفی هستند که باید به سوی آن حرکت کرده و به آن برسند. قسر دائمی و اکثری نفی کنندۀ غایت و هدف برای موجودات و ناکام گذارندۀ طریق نیل به آن است. از این‌رو قسر دائمی و اکثری بر خلاف مقتضای عنایت الهی است و هرچیزی که بر خلاف مقتضای عنایت خدا باشد، دامن‌گیر امتناع شده و نفی می‌گردد.
بیان مطلب
با توجه به این‌‌که انسان‌‌ها دارای دو بعد مادی و معنوی هستند و هر کدام از این دو بعد، برای خود خواسته‌ها و گرایشاتی دارند و از سویی انسان‌‌ها مخلوق خداوند حکیم و آفریدۀ اویند و خلقت و آفرینش آن‌‌ها فعل خداست، وقتی خداوند، انسان‌‌ها را با گرایش‌‌های مادی و معنوی می‌آفریند، چون کار‌های لغو و بیهوده از او محال است، باید هر کدام از خواسته‌‌ها و گرایش‌‌های نهادینه در وجود انسان، متعلق و مابه‌ازای خارجی داشته باشد؛ مثلاً خداوند، میل به آب را در وجود انسان قرار داده است. پس باید در خارج مایعی به نام آب موجود باشد تا این میل و خواسته درونی انسان بی‌پاسخ نماند.
همان‌گونه که امیال مادی بشر، با تدبیر الهی بدون پاسخ نمانده و با ایجاد متعلقات خارجی و نیز با دست‌یافتنی بودن آن‌ها، انسان‌‌ها به خواسته‌‌ها و امیال مادی‌ خود می‌رسند، در بُعد معنوی و روحی نیز باید گرایش‌‌ها و امیال بشر، بدون پاسخ نماند. خواسته‌‌های روحی _ معنوی انسان‌‌ها بسیار است؛ مانند نوع‌دوستی، علم‌دوستی، عشق به زیبایی، عشق به خوبی‌ها، عشق به خدا، علاقه به عبادت، عدالت‌خواهی، ظلم‌ستیزی، حس کنجکاوی، حس دینی، علاقه به آینده مثبت و… .
بنابراین انسان‌ها از لحاظ حس کنجکاوی، در پی آگاهی از آینده و چگونگی تحقق آن هستند و به لحاظ علاقه به خویشتن، تمایل دارند آینده و فراسوی‌ خود را درخشان بینند.‌ خدای حکیم، این علاقه و آن کنجکاوی را هنگام آفرینش انسان در وجود او نهادینه کرده است. قطعاً روزی خواهد رسید که بشر به این نوع خواسته‌‌هایش برسد؛ زیرا اگر بشر، پایان خوبی را تجربه نکند و با فرجام بدی بساط جهان را برچیده ببیند و به خواسته‌‌های روحی و معنوی خود نرسد، از خود می‌پرسد: چرا خداوند این نوع گرایشات و خواسته‌ها را که متعلق خارجی ندارد در دورن فطرت من قرار داد و چرا عشق انسان بدون معشوق و علاقۀ او بدون محبوب شد؟ از این‌جاست که انسان، این مسئله را با حکمت خداوند در تعارض می‌بیند و این امر، با اصول مسلّم عقلی _ که خداوند را حکیم و دانا معرفی می‌کند _ سازگاری ندارد.
از این‌رو خداوند حکیمی که در نهان و فطرت انسان یک‌سری گرایشات مقدسی همچون عدالت‌خواهی، ظلم‌ستیزی، عشق به آینده‌ای درخشان و… قرار داده _ که این گرایشات بر اساس داده‌های تاریخی تا کنون به طور فراگیر برای بنی‌بشر فراهم نشده است و اگر تاریخ به پایان برسد و این گرایشات مقدس در میان بشر اجرایی و عملیاتی نشود، قاعده قسر دائمی که از نظر فلسفه محال است رخ داده _ از این قاعده و قانون و محال بودن آن می‌توان به نتیجه و پیام روشنی رسید که باید در انتظار نشست و چشم به فراسوی دوخت تا این گرایشات و خواست‌های مقدس فطری به بار نشسته و بشر برای اولین و آخرین‌بار به آرزوی دیرینه خود نایل آید. بی‌تردید بر اساس داده‌های دینی قرارگاه این پیاده‌سازی و به بار نشستن این گرایشات، ظهور و روز موعود است که منجی با نهضت جهانی خود و با تشکیل حکومت جهانی تحت لوای قوانین اسلامی _ که کامل‌ترین و جامع‌ترین قوانین آسمانی است _ بشر را به خواسته‌های مادی و معنوی خود رسانده و زمینه و بستر بروز استعدادهای خاموش و سرخوردۀ آن‌ها را فراهم می‌نماید تا بشر با شکوفا شدن توانمندی‌ها و استعدادهای درونی خویش، خوش‌فرجامی و انسانی زندگی کردن را تجربه کند و در عمل به محال بودن قسر دائم و اکثری به نام قسر انسانیت پی ببرد.
قسر هدفمندی آفرینش
از جمله عواملی که قسر اکثری و دائم را به سوی امتناع پیش می‌برد، بحث هدفمندی موجودات در جهان آفرینش است. بی‌تردید اثبات این قاعده، بدون اثبات علت غایی برای موجودات در جهان آفرینش امکان‌پذیر نیست، چنان‌که دانشمندان مادی _ که به وجود علت غایی در جهان خلقت معتقد نیستند _ مدلول این قاعده را نپذیرفته‌اند و چنین می‌پندارند که برخی از انواع موجودات در اثر سیطره نیروی قاسر به قسر دائمی یا اکثری از بین رفته‌اند. ولی حکمای الهی _ که علت غایی را اثبات کرده‌اند و هر موجودی را در جهان خلقت دارای غایتی می‌دانند که همواره برای وصول به آن در جست‌وجو و تکاپو است، و نیز نظام کیانی را در دایره هستی مقتضای نظام ربانی می‌دانند _ به مدلول این قاعده سخت معتقدند و برای اثبات آن برهان اقامه کرده‌اند؛ به این ترتیب که گفته‌اند: علم عنایی حق‌تعالی به نظام احسن _ که عبارت است از عنایت وی _ مقتضی این است که هر موجودی از موجودات به غایتی که به خاطر آن آفریده شده است برسد:
فوجب فی الحکمه الإلهیه و العنایه الربانیه و حسن التدبیر و جوده النظام أن یکون فی کل موجود عشق لیکون بذلک العشق حافظاً لما حصل له من الکمالات اللائقه و مشتاقاً إلى تحصیلها عند فقدانه. (شیرازی، ۱۹۸۱: ج۷، ۱۵۹)
اما قسر دائمی یا اکثری دربارۀ هر شیء سبب عدم وصول آن به غایت مطلوب خویش است. بنابراین، قسر دائمی یا اکثری، خلاف مقتضای عنایت الهی است و هر چیزی که خلاف مقتضای عنایت الهی باشد، در دایره هستی تحقق نمی‌پذیرد. پس«القسر لا یکون دائمیاً و لا اکثریاً».
قسر و نظام احسن
سومین عاملِ محال بودن قسر، برهان نظام احسن است. نظام احسن و قسر دو مقوله‌ای هستند که از نظر معنا و مفهوم و از نظر غایت و هدف‌گذاری در مقابل هم قرار دارند. با تعریفی که اندیشمندان و فلاسفه از چیستی و مفهوم قسر ارائه داده‌اند، تقابل و ناسازگاری میان آن با چیستی و ماهیت نظام احسن و تعریفی که از آن ارائه شده است، قطعی فرض می‌شود. از این‌رو نسبت بین قسر و نظام احسن، نسبت تباین و تضاد بوده و هیچ‌گونه تعامل و سنخیتی میان آن‌ها به چشم نمی‌خورد. بنابراین قسر، نظام احسن را برنمی‌تابد و در برابر، نظام احسن نیز قسر را قبول ندارد.
بی‌تردید وقتی به کنکاشِ مفهومِ نظام احسن پرداخته و آن را اصطلاح‌شناسی می‌کنیم، بهتر می‌توانیم به متعارض و متعاند بودن آن‌ها پی ببریم. از این‌رو لازم است برای نشان دادن عمق تعاند و تعارض میان قسر و نظام احسن، ابتدا به اصطلاح‌شناسی نظام احسن بپردازیم:
نظام احسن، نظامی است که در آن هر چیزی در جای خویش قرار گرفته و نهادینه شده است (سجادی، ۱۳۷۹: ۲۱۳). در نظام احسن، استعدادها و توانایی‌های موجودات به جهت فراهم بودن زمینه‌ها به فعلیت رسیده و شکوفا می‌شوند (آشتیانی، ۱۳۸۱: ۴۶۰). در این نظام، کمال مطلق خداوند در میان موجودات به منصه ظهور رسیده و کامل‌ترین و بهترین نظام شکل می‌گیرد؛ چنان‌که قرآن می‌فرماید: Gتَبَارَکَ اللهُ أَحْسَنَ الْخَالِقِینF (مؤمنون: ۱۴).
نظام احسن، نظامی است که بر محوریت عدالت و حکمت الهی، محکم‌ترین، منظم‌ترین و نافع ترین نظام را شکل می‌دهد (جوادی آملی، ۱۳۸۶: ج۳، ۶۰۳)؛ چنان‌که قرآن کریم به صراحت  می فرماید: صُنْعَ اللهِ الَّذِی اتْقَنَ کُلَّ شَیْ ءٍ (نمل: ۸۸).
علم عنایی خدا _ اعم از علم عنایی ذاتی و علم عنایی فعلی _ عهده‌دار تبیین نظام احسن هستند. این نظام با اراده، فاعلیت و رضایت حق‌تعالی تبلور می‌یابد. بنابراین به طور خلاصه می‌توان‌ گفت نظام احسن، نظامی است که در آن بر اساس علم، اراده و رضایت خداوند، همه موجودات آفرینش در یک زمینه و بستر مناسب، و با ابزار و راهکار مساعد، با اتقان و استحکام خاصی به سوی خیر و کمال مورد نظر پیش می‌روند (سبزواری، ۱۳۷۹: ج۲، ۴۲۰)؛ چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید: قالَ رَبُّنَا الَّذی أَعْطى  کُلَّ شَیْ ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدی (طه: ۵۰).
بی‌گمان، نظام احسن را با هر تعریف و هر مؤلفه‌ای توجیه کنیم، اندیشه مهدویت از آن دور نمی‌شود؛ یعنی نمی‌توان از اندیشه مهدویت غفلت کرد و مدعی بود که نظام آفرینش، نظام احسن است. به تعبیر دیگر، باید دانست با اندیشه مهدویت است که احسن بودن نظام آفرینش توجیه می‌شود؛ زیرا از جمله مؤلفه‌های مهم در نظام احسن، صفت حکمت و کمال مطلق الهی است. بر این اساس، بار دیگر نظام احسن را از طریق کمال مطلق _ که از جمله شاخصه‌های ثبوتی خداوند است _ پی می‌گیریم.
روشن است که کمال جوامع بشری با ظهور منجی و تشکیل حکومت جهانی توسط ایشان به منصه ظهور می‌رسد؛ یعنی نوع بشر با وجود اندیشه مهدوی که در فرجام تاریخ بشر به صورت تمام‌عیار در جوامع بشری پیاده می‌شود کمال و سعادت را تجربه کرده و به آرزوی دیرینه خویش نایل می‌آید. بنابراین تحقق کمال به عنوان فعل حق از سوی خدا _ که کمال مطلق است _ در همه موجودات از جمله انسان‌ها، با تفکر مهدوی رخ می‌نماید و یقیناً کمال‌خواهی و غایت‌طلبی، بدون اندیشه ناب مهدوی _ که کمال‌رسانی موجودات منوط به اجرای آن در جامعه است _ ابتر و ناقص خواهد بود. این ابتریت و ناقصیت با نظام احسن که نظامی کامل و جامع است سازگاری ندارد.
ملّاصدرا در کتاب مبدأ و معاد خویش در این‌باره می‌نویسد:
و کان علمه فعلیاً سبباً لوجود الاشیاء التی  هو علم بها علی وجه التمام و الضروره و کان  حصول معلوله فی غایه من الاحکام و نهایه من الاتقان. (شیرازی، ۱۳۵۴: ۲۰۵)
بار دیگر نظام احسن را از طریق حکمت خدا پی می‌گیریم و از این راه، وجود اندیشه مهدوی و تحقق جامعه مهدوی را توجیه می‌کنیم؛ زیرا از جمله صفات فعلیه الهی، حکمت است که منشأ ذاتیِ آن، حب به خیر و کمال و علم به آن‌هاست؛ یعنی چون خداوند خیر و کمال را دوست دارد و به جهات خیر و کمال موجودات نیز آگاه است، آفریدگان را به گونه‌ای می‌آفریند که هر چه بیشتر دارای خیر و کمال باشند (مصباح یزدی، ۱۳۷۲: ج۲، ۳۹۱). بنابراین خداوند، از یک‌سو حب به خیر و کمال دارد و از سوی دیگر به جهات خیر و کمال در انسان‌ها آگاه است. از این‌رو حکمت حق اقتضا می‌کند که خداوند متعال، زمینه‌ها و بسترهای خیر و کمال حداکثری را برای بشر فراهم نماید و حقیقتاً بهرمندی خیر و کمال حداکثری بدون اندیشه ناب مهدویت برای بشر دست‌نایافتنی است. بنابراین نوع بشر در پرتو اندیشه ناب مهدویت، بیشترین سعادت و کمال را نصیب خود کرده و با اجرایی و عملیاتی شدن آن به آمال و آرزوهای دیرینه خود نایل می‌آید.
اما مقوله قسر با نگرش مفهومی منع و جبر در مقابل نظام احسن قرار دارد؛ زیرا قسر، فرایند شکوفایی و بالندگی استعداد‌ها و قابلیت‌ها را از موجودات گرفته و آن‌ها را در مسیر رسیدن به غایات و اهداف خود ناکام و ناموفق می‌داند. برای مثال، از جمله اهداف و غایات زندگی اجتماعی بشر، رسیدن به جامعه مطلوب و ایده‌آل است که در آن استعدادها و قابلیت‌ها دورنی انسان‌ها همچون عدالت‌خواهی، انسانیت‌خواهی، امنیت‌طلبی و… به بار می‌نشیند. در نظام احسن برای همه این مؤلفه‌ها، و جایگاه و کیفیت بروز آن‌ها تدبیر و فکر شده است، ولی در قاعده قسر مؤلفه‌های فوق نه‌تنها هیچ جایگاهی ندارد، بلکه به سبب عدم شکوفایی و بالندگی آن‌ها، هرگز آینده‌ای‌ مطلوب و جامعه‌ای ایده‌آل تصورشدنی نیست.
‌نتیجه
در این نوشتار، از رویارویی دو مقوله قسر و مهدویت _ که یکی به حوزه فلسفه تعلق دارد و دیگری به حوزه کلام _ سخن گفته شد. واژه قسر _ که معنای منع و جبر دارد _ در غایت‌خواهی و کمال‌طلبی با اندیشه مهدویت در تقابل و در تعاند است؛ زیرا قسر با نگرش مفهومی، فرایند تکامل‌خواهی و هدفمندی جهان را به مخاطره می‌اندازد و بشر را در مسیر رسیدن به جامعه مطلوب و ایده‌آل ناموفق و سرخورده می‌داند. ولی اندیشه مهدویت به عنوان اندیشه بالنده اسلام، جهان و آینده بشر را خوب ارزیابی کرده و توفیقات و بالندگی را قرین آن می‌داند. از این‌رو اصل واژه قسر برای اندیشه مهدویت بار منفی داشته و از نظر غایت و هدف‌گذاری، متعارض با آن جلوه می‌کند. اما قاعده قسر که محال بودن قسر را به تصویر می‌کشد، نه‌تنها با اندیشه مهدویت ناهمگون و ناسازگار نیست، بلکه فراتر از همگونی و سازگاری، به عنوان مبنا و پایه‌گذار مهدویت ایفای نقش می‌کند؛ زیرا وقتی قاعده امتناع قسر کمال‌خواهی و غایت‌طلبی را حق موجودات برمی‌شمرد و ناکامی و ناموفقیت را از حریم آن‌ها دور می‌داند، بستر و زمینه اندیشه مهدویت فراهم می‌شود. از این‌رو میان قاعده امتناع قسر و مهدویت تعامل علّی وجود دارد؛ یعنی قاعده امتناع قسر در جایگاه علت و مبنا، و اندیشه مهدویت در جایگاه معلول و بنا تعامل می‌کنند و حلقه مفقوده‌ای که این تعامل را به تصویر می‌کشد و در جایگاه رابط میان قاعده قسر و مهدویت بازی می‌کند، فطرت و امور فطری است؛ زیرا آفرینش امور فطری همچون عدالت‌خواهی، امنیت‌طلبی _ که در وجود انسان‌ها نهادینه شده _ منتصب به خدای حکیم است و خداوند این گرایشات را بیهوده در درون بشر قرار نداده، بلکه اجرا و پیاده‌سازی آن‌ها را طلب می‌کند. بنابراین قاعده امتناع قسر هدف‌خواهی و بروز استعدادهای فطری را مجاز می‌شمارد و اندیشه مهدویت بسترسازی و زمینه‌سازی آن‌ها را به عهده گرفته است.
پس نتیجه می‌گیریم:
۱٫ قسر توسط براهین حکمت، عنایت، نظام احسن و هدفمندی، محال بودنش به اثبات می‌رسد.
۲٫ محال بودن قسر، بروز استعدادهای فطری و وجدانی را نوید می‌دهد.
۳٫ اندیشه مهدویت بسترسازی استعدادها فطری را مهیا کرده و آن‌ها را اجرایی می‌سازد.
منابع
_ ابن‌سینا، حسین، رسائل، قم، نشر بیدار، ۱۴۰۰ق.
_ ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۳ق.
_ اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه فی معرفه الائمه، تبریز، بنی‌هاشمی، ۱۳۸۱ق.
_ آشتیانی، سید جلال‌الدین، شرح بر زاد المسافر، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ سوم، ۱۳۸۱ش.
_ جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، تحقیق: حسن واعظی محمدی، قم، اسراء، چاپ هشتم، ۱۳۸۹ش.
_سر چشمه اندیشه، تحقیق: عباس رحیمیان، قم، اسراء، چاپ پنجم، ۱۳۸۶ش.
_ خالد غفاری، سید محمد، فرهنگ اصطلاحات آثار شیخ اشراق، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگى، ۱۳۸۰ش.
_ خمینی، سید روح‌الله، تقریرات فلسفه، تقریر: سید عبدالغنی اردبیلی، قم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، بی‌تا.
_ داماد، میرمحمدباقر، القبسات، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، ۱۳۶۷ش.
_ رازی، فخر الدین، المباحث المشرقیه، قم، بیدار، چاپ دوم، ۱۴۱۱ق.
_ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، بیروت، دارالاسلامیه، ۱۴۱۲ق.
_ سبزواری، ملّا هادی، شرح منظومه، تصحیح: حسن حسن‌زاده آملی، تهران، نشر ناب، ۱۳۷۹ش.
_ سجادی، سید جعفر، فرهنگ اصطلاحات فلسفی ملاصدرا، تهران، وزارت ارشاد اسلامی، ۱۳۷۹ش.
_ شیرازی (ملاصدرا)، محمد بن ابراهیم، الحکمه المتعالیه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۹۸۱م.
_ الشواهد الربوبیه فى المناهج السلوکیه، مشهد، المرکز الجامعی للنشر، ۱۳۶۰ش.
_المبدأ و المعاد، تصحیح: سید جلال‌الدین آشتیانی، تهران، انجمن حکمت و فلسفه ایران، ۱۳۵۴ش.
_ ______ مفاتیح الغیب، تصحیح: محمد خواجوی، تهران، مؤسسه تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۳ش.
_ طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، جامعه مدرسین، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
_ طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری باعلام الهدی، تهران، اسلامیه، چاپ سوم، ۱۳۹۰ق.
_ طوسی، محمد بن حسن، الغیبه للحجه، قم، مؤسسه معارف اسلامی، ۱۴۱۱ق.
_ مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش فلسفه، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۳۷۲ش.
_ مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۶۹ش.

نویسنده:

حسین الهی‌نژاد

فصلنامه مشرق موعود شماره ۲۸

 

تاریخ ارسال : پنجشنبه 31 فروردین 1396  ساعت 10 و 13 دقیقه و 27 ثانیه  | نویسنده :   مهدی ملاصادقی

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
«««بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان

اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن
خدایا، ولىّ‏ ات حضرت حجّه بن الحسن

صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی
که درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد

هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ
در این لحظه و در تمام لحظات

وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ
سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر

دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ
و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى

طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"

که خوشایند اوست ساکن زمین گردانیده،
و مدّت زمان طولانى در آن بهره‏مند سازى»»»»
سلام بر مهدی (عج) و روزی که می آید و آن روز....
آرزو دارم وقتی مهدی موعود می آید در رکاب حضرت شهید بشوم
آروز دارم وقتی حضرت می آید اگر مرا لایق دانست یکی از سربازانش باشم
آرزو دارم که با مهدویت زندگی بکنم
همین که هر روز به یادش می افتم و بغضم می گیرد
اما دیگر توان این را ندارم که از خود حرکتی بکنم
و با قدم های کوچک خود به یاری او بشتابم
گناه این مردم مانع این می شود
که کسی بتواند یار مهدی باشد
اما دلم به این خوش است که همیشه از او یاد می کنم
همیشه صدا می زنم مهدی جان!!!
آخ که فقط نام مبارکش دلم را به لرزه می اندازد
یا مهدی!! قربان چشمایت بشوم که هر روز برای گناه من گریه می کنی
تا عذاب برایم نیاید
دنیا دیگر دارد تمام می شود
ای خدای مهربان!!!
نظری به این دنیا بکن!
یا مهدی!!
نظری بر ما بنده ضعیف بکن!!!
چشم ما همیشه با اشک خود راه را برای آمدن تو شست و شو می دهد
پس بیا قبل از اینکه اشک چشم هایمان خشک شود
یا مهدی جان!!!!
بیا.............................
وبلاگ بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجّل الله تعالی فرجه و الشریف شعبه زرقان ، با هدف ترویج فرهنگ مهدوی وبا استعانت از خداوند متعال وامدادهای حضرت ولیعصر عجّل الله تعالی فرجه و الشریف فعالیت خود را آغاز نموده است و إن شاء الله با همیاری شما عزیزان طی طریق خواهد نمود...
و اما کانون فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج) :
این کانون از سال 1390 مصادف با عید سعید غدیر تحت حمایت بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج) فارس با حضور حاج آقا حدائق مدیریت محترم بنیاد فارس با مدیریت امام جمعه محترم شهر حاج آقا موحدی در شهر زرقان افتتاح گردید که فعالیتهای فرهنگی مهدوی را در راس برنامه های خود دارد.



اللهم عجّل لولیّك الفرج
07124224434
  لشکر رزمنده انصار المهدی موعود (عج) زرقان  
  یا مهدی  
  ادرکنی  
  بسم الله الرحمن الرحیم  
  اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ  
  وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ  
  وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ  
   
  التماس دعا  
  خدایا،توفیق فرمانبرى،و دورى از نافرمانى،و درستى نهاد و شناخت واجبات را روزى ما بدار  
  ما را به هدایت و پایدارى گرامى دار  
  و زبانمان را به راستگویى و حكمت استوار ساز  
  اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن  
  صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ  
  فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ  
  وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً  
  حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"  
  برحمتک یا ارحم الراحمین  
  بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیمِ  
  أنْتَ اللهُ الَّذی لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ، مُبْـدِئُ الْخَلْقِ وَمُعیدُهُمْ وَأنْتَ اللهُ الَّذی لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ، مُدَبِّـرُ الْاُمُورِ  
  وَ بٰاعِثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ، وَ أنْتَ اللهُ الَّذی لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ الْقٰابِضُ الْبٰاسِطُ  
  وَ أنْتَ الله الَّذی لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ، وٰارِثُ الْأرْضِ وَمَنْ عَلَیْهٰا.  
  أسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذی إذٰا دُعیتَ بِهِ أجَبْتَ، وَإذٰا سُئِلْتَ بِهِ أعْطَیْتَ  
  وَ أسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ أهْلِ بَیْتِهِ، وَ بِحَقِّهِمُ الَّذی أوْجَبْتَهُ عَلیٰ نَفْسِكَ  
  أنْ تُصَلِّیَ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ ٰالِ مُحَمَّدٍ، وَ أنْ‌ تَقْضِیَ لی حٰاجَتی، السّاعَةَ السّاعَةَ،  
  یٰا سَیِّدٰاهُ، یٰا مَوْلٰاهُ، یٰا غِیٰاثٰاهُ، أسْئَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ سَمَّیْتَهُ بِهِ نَفْسَكَ، وَاسْتَأْثَرْتَ  
  بِهِ فی عِلْمِ الْغَیْبِ عِنْدَكَ أنْ تُصَلِّیَ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ ٰالِ مُحَمَّدٍ، وَ أنْ تُعَجِّلَ خَلٰاصَنٰا  
  مِنْ هٰذِهِ الشِّدَّةِ، یٰا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَالْأبْصٰار، یٰا سَمیعَ الدُّعٰآءِ،‌إنَّكَ عَلیٰ كُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ،  
  بِرَحْمَتِكَ یٰا أرْحَمَ الرّاحِمین  
یک روز می افتد ؛
آن اتفاق خوب را می گویم ...
من به افتادنی که برخاستن اوست ایمان دارم ؛
هر لحظه ، هر روز ، هر جمعه ...
اللهم عجل لولیک الفرج
  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ  
  لا اِلهَ اِلا اللَّهُ  
  عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ  
  وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ  
 
  یا مهدی ادرکنی  
 السلام علی جمیع المعصومین علیهما السلام  
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ ما شآءَ اللَّهُ كانَ وَ مالَمْ یَشَاْ لَمْ یَكُنْ اَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّشَیْئٍ قَدیرٌ وَ اَنَّ اللَّهَ قَدْ اَحاطَ بِكُلِّ شَیْئٍ عِلْماً اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ نَفْسى وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ دآبّةٍ اَنْتَ اخِذٌ بِناصِیَتِها اِنَّ رَبّى عَلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ