تبلیغات
لشکر رزمنده انصار المهدی موعود (عج) زرقان

داستان ملاقات

داستان ذیل در مورد شخصی است که عاشق دختر همسایشان شده است.او برای رسیدن به عشقش هر کاری می کند ولی نهایتا متوسل به درگاه امام زمان(عج) می شود و اخرش را هم که معلوم است....اما نکاتی بسیار تامل بر انگیز در این داستان وجود دارد.من جمله اینکه زیارت وجود مقدس حضرت می تواند نصیب هر کسی بشود (و این نیست که خاص عرفا یا خواص باشد) و ثانیابرای دیدار حضرت لازم نیست که حتما در خواست بسیار عارفانه ای داشته باشی.ظاهرا کیفیت درخواست مهم است نه نوع در خواست.اینکه هر چی می خواهی را خالصانه طلب کنی.در هر صورت این داستان را با دقت مطالعه کنید.



عالم ثقه شیخ باقر کاظمی مجاور در نجف حدیث کرد که در نجف اشرف مرد مومنی بود که او را شیخ محمد حسن سریره مینامیدند . او در سلک اهل علم و مرد با صداقتی بود . بیمار بود و در نهایت تنگدستی و فقر و احتیاج زندگی می کرد. حتی قوت و غذای یومیه خود را نداشت و بیش تر اوقات به خارج نجف در بیابان نزد اعراف اطراف نجف می رفت تا این که قُوت و آذوقه ای برای خود تهیه کند امّا آنچه به دست می آورد او را کفایت نمیکرد . با همین حال, سخت دوست داشت با دختری از اهل نجف ازدواج کند که عاشق او شده بود و او را از خانواده اش خواستگاری کرده بود اما فامیل های آن زن به سبب فقر و تهیدستی شیخ به او جواب مثبت نداده بودند و او از جهت این ابتلا در همّ و غمّ شدید بود . 


هنگامی که تهی دستی و بیماری او شدت یافت و از ازدواج با آن زن مایوس شد تصمیم گرفت چهل شب چهارشنبه به مسجد کوفه برود تا بلکه حصرت صاحب الامر عجل اللّه فرجه را از ناحیه ای که نمی داند ببیند و مراد خود از او بگیرد .

شیخ باقر میگوید : شیخ محمد گفت : من چهل شب چهارشنبه مواظبت کردم بر رفتن به مسجد کوفه ! هنگامی که شب آخر فرا رسید شب زمستانی و تاریکی بود و باد تندی می وزید و کمی هم باران می بارید و من هم در دکّه های درب ورودی مسجد کوفه یعنی دکّه شرقی مقابل در اول که هنگام ورود به مسجد طرف چپ است نشسته بودم و نمی توانستم به سبب خونی که در اثر سرفه از سینه ام می آمد به داخل مسجد بروم و با من هم چیزی نبود که خود را از سرما حفظ کنم و این وضعیت سینه ام را تنگ کرده و بر غم و غصه من شدت بخشیده و دنیا در چشمم تیره شده بود و با خود فکر می کردم که این 39 شب ا پایان گرفت و این آخرین شب است و من کسی را ندیدم و چیزی هم بر من ظاهر نشد و من گرفتار این سختی عظیم هستم و این همه سختی و مشقت و ترس را در این چهل شب تحمل کردم که از نجف به مسجد کوفه آمدم و حاصل آن یاس و ناامیدی از ملاقات و برآورده شدن حاجاتم بود .

در این اثناء که در اندیشه بودم و کسی در مسجد نبود آتشی روشن کردم تا قهوه ای را که از نجف با خود آورده بودم گرم کنم . زیرا عادت به آن داشتم و نمیتوانستم آن را ترک کنم و قهوه هم بسیار کم بود . ناگهان شخصی را دیدم که از ناحیه در اول, به سوی من می آمد .

هنگامی که او را از دور مشاهده کردم ناراحت شدم و با خود گفتم این عرب بیابانی از اطراف مسجد نزد من آمده است تا قهوه مرا بنوشد و من بدون قهوه در این شب تاریک بمانم و این امر هم بر اندوه من اضافه کرد . در این بین که من در اندیشه بودم او نزدیک من آمد و به من به اسم سلام کرد و در برابرم نشست و من در تعجب شدم از این که او اسم مرا می داند و گمان کردم از اعراب اطراف نجف است که من نزد او می روم .

از او سوال کردم از کدام قبیله هستی ؟ فرمود : از بعضی از آنها . من شروع کردم به شمردن طوایف اعراب اطراف نجف . او در پاسخ جواب می داد : نه !! و من هر طایفه ای را ذکر می کردم او می فرمود : از آنها نیستم . این امر مرا خشمگین کرد و به او گفتم آری تو از طریطره هستی و این را به صورت استهزا گفتم و این لفظی است که معنی ندارد . او از سخن من تبسّم کرد و فرمود : چیزی بر تو نیست که من از کجا باشم اما چه چیز سبب شده که تو به اینجا آمده ای ؟

من به او گفتم : برای چه سوال می کنی ؟ فرمود : ضرری به تو نمی رسد اگر ما را خبر کنی . من از حسن اخلاق و شیرینی طبع و گفتار او تعجب کردم و دلم میل به او پیدا کرد و او هر مقدار سخن می گفت محبت من به او زیادتر می گشت . برای او سیگار از تتن درست کردم و به او دادم فرمود : تو بکش من نمی کشم . در فنجان برای او قهوه ریختم و به او دادم او گرفت و کمی از آن نوشید و باقی را به من داد و فرمود : تو آن را بنوش . من آن گرفتم و نوشیدم و تعجب کردم که او تمام فنجان را ننوشیده بود اما محبت من هر آن به او زیاد می شد . به او گفتم : ای برادر ! خداوند تو را در این شب به سوی من فرستاده تا انیس من باشی .

آیا با من نمی آیی که نزد قبر مسلم(ع) برویم و آنجا بنشینیم و با یکدیگر صحبت کنیم ؟ فرمود : با تو می آیم اما جریان خودت را بگو . به او گفتم . من واقع را برای شما می گویم . من در نهایت فقر و نیازمندی هستم از آن وقتی که خود را شناختم و با این فقر مبتلا به سرفه هستم و سال هاست که خون از سینه ام بیرون می آید و معالجه آن را نمی دانم و به دختری از اهل محلّه مان در نجف اشرف تعلق خاطر پیدا کرده ام و به سبب تنگدستی میسر نشده است که او را بگیرم .گروهی از دوستان مرا مغرور کردند و به من گفتند : در حوایج خود قصد کن صاحب الزمان(ع) را ! و چهل شب چهارشنبه در مسجد کوفه بیتوته نما که او را خواهی دید و حاجت تو را برآورده سازد و این آخرین شب از چهل شب است و من در این شب چیزی ندیدم و در این شب ها من تحمل مشقت های زیادی کردم و این سبب آمدن من و این خواسته ها و حوائج من می باشد .

آن شخص در حالی که من غافل بودم و توجه نداشتم به من فرمود : اما سینه ات خوب شد و اما آن زن را به زودی می گیری و اما تهی دستی و فقر تو باقی می ماند تا از دنیا بروی و من هیچ توجه به این سخنان نداشتم . به او گفتم : به کنار قبر مسلم نمی روی ؟ فرمود : برخیز . برخاستم و متوجه جلوی خود بودم . هنگامی که وارد زمین مسجد شدم به من فرمود : آیا نماز تحیت مسجد نمی خوانی ؟ گفتم : چرا می خوانم . سپس او نزدیک شاخص که در مسجد است ایستاد و من هم پشت سر او به فاصله ایستادم و تکبیرة الاحرام گفته مشغول قرائت سوره فاتحه شدم .

من مشغول نماز بودم و سوره حمد را می خواندم . او نیز فاتحه را قرائت می نمود اما من قرائت احدی را همانند او از زیبایی نشنیده بودم . در آن هنگام با خود گفتم : شاید این شخص صاحب الزمان(ع) باشد و یاد سخنان او افتادم که دلالت بر آن میکرد . هنگامی که این مطلب در دلم خطور کرد, آن بزرگوار در حال نماز بود . ناگهان نور عظیمی او را احاطه کرد که دیگر شخص آن بزرگوار را به سبب آن نور نمی دیدم اما او همچنان نماز می خواند و من صدای او را می شنیدم . بدنم به لرزه افتاد و از ترس نمیتوانستم نماز را قطع کنم . پس نماز را به صورتی که بود تمام کردم و نور از سطح زمین به بالا متوجه شد و من ندبه و گریه می کردم و از سوء ادبم با او در مسجد معذرت خواهی می نمودم. به او گفتم : شما صادق الوعد هستید و مرا وعده دادید که با من نزد قبر مسلم برویم در آن هنگام که با آن نور تکلم می گفتم دیدم آن نور متوجه به حرم مسلم شد که من هم متابعت کردم . آن نور داخل حرم شد و در بالای قُبّه قرار گرفت و همچنان بود و من گریه و ندبه می کردم تا فجر دمید و آن نور عروج کرد .

هنگامی که صبح شد متوجه قول او شدم که فرمود : سینه ات خوب شد . دیدم سینه ام صحیح و سالم است و دیگر سرفه نمی کنم و یک هفته بیش نگذشت که خداوند گرفتن آن زن همسایه را اسان کرد و از جایی که گمان نمی کردم فراهم شد. اما فقر و تهیدستی ام همچنان باقی ماند چنان که حضرت صاحب صلوات اللّه و سلامه علیه و علی آبائه الطاهرین خبر داده بود .

امام مهدی-نظری منفرد-حکایت 10

تاریخ ارسال : جمعه 14 مهر 1391  ساعت 21 و 14 دقیقه و 35 ثانیه  | نویسنده :   مهدی ملاصادقی

آیا «کوکاکولا»یک کالای صهیونیستی است+تصاویر

این کمپانی همچنین در عرضه محصولاتش نیز تحت تاثیر این تفکر نژاد پرستانه عمل می‌کند آنچنانکه نوشیدنی‌هایی که این کمپانی در کشوری چون هند عرضه می‌کند ۳۰ برابر بیشتر از آنچه در محصولات آمریکا و اروپا عرضه می‌شود، حاوی مواد افزودنی غیر مجاز است، ضرر و زیان ناشی از این خوردن این محصولات باعث شیوع بیماری‌های سرطان و نواقص مادرزادی می‌شود.
کمپانی «کوکاکولا» با شعار تامین آسایش مردم متولد شد و اکنون پس از ۱۲۵ سال به بحران آب دامن می‌زند، در کشتار مردم فلسطین با اسرائیل همکاری می‌کند، کارگران را در کلمبیا می‌کشد و در هند به کوکای قاتل معروف شده است

به گزارش جهان به نقل از فارس، «کوکاکولا» که برای خیلی‌ها تنها یک نوشیدنی خنک و گواراست، امروزه به نماد فرهنگی آمریکا تبدیل شده که براساس اطلاعاتی که در سایت آن منتشر شده و هم‌اکنون نیز موجود است، این کمپانی هم‌اکنون بیش از صد و چهل و شش هزار و ۲۰۰ شعبه در سراسر دنیا دارد که در این شعبه‌ها هر روز یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون محصول به فروش می‌رساند.

لوگوی کمپانی کوکاکولا

ادامه مطلب

تاریخ ارسال : جمعه 14 مهر 1391  ساعت 17 و 17 دقیقه و 56 ثانیه  | نویسنده :   مهدی ملاصادقی

خاخامی" که "آخوند" شد! +عکس

خام آقابابا، مشهور زمانه بود و کوچه‌ای که منزلش در محله یهودیان تهران ـ عودلاجان ـ واقع بود، به نام خودش بود، به اصطلاح روحانی محل و بزرگ یهود در تهران بود...
حالا همه می‌دانیم تهران دیگر انار ندارد، تهران حالا خیلی چیزها ندارد، کلاغ‌ها از تهران مهاجرت کرده‌اند، تهران ترافیک و دود و آب نیترات‌دار دارد، رکورددار سرطان و سکته است و... اما این شهر شلوغ که یا به بدی‌هایش عادت کرده‌ایم یا خوبی‌ها و زیبایی‌هایش را دوست داریم و ماندگارش شده‌ایم، یک روی دیگر هم دارد، یک روی نوستالژیک، خاکش را کنار بزنی، صندوقچه اسرار تهران را پیدا می‌کنی، بخصوص منطقه دوازدهش، عودلاجان، قورخانه، مولوی، میدان اعدام، توپخانه و کاخ گلستان، باغ ملی و... تهران هرچه نداشته باشد، یادگاری زیاد و خوب دارد، خوب هم دارد، آنقدر از قاجار و پهلوی یادگاری برایمان گذاشته‌اند که کافی است یک دیوار دور منطقه دوازده تهران بکشیم و اسمش را بگذاریم «موزه»! موزه‌ای که بلیت، ورودیه، مامور و تشریفات ندارد. 
 مسجدی در محاصره پرنده‌فروش‌ها 
 خیابان مولوی را با پرنده‌فروشی‌هایش می‌شناسند، پرنده‌فروشی‌هایی که دیگر نیست و حالا تبدیل شده‌اند، به قفس فروشی، البته نسبت بین مولوی و پرنده‌ها، به همان «جناس» است که خیابان ناصرخسرو هم بورس دوا و دارو و آمپول کمیاب تاریخ مصرف گذشته و نگذشته شده است و البته خیابان فردوسی هم بازار دلالان دلار و سکه و اسکناس تانخورده برای لای کتاب! 
 تهران دو باغ فردوس دارد، یکی همان باغ مصفای نرسیده به میدان تجریش و موزه سینما که پاتوق عشق فیلمی‌ها و فیلم‌بازهاست، یکی هم درست در میان دود و دم و همهمه بازار، ایستگاه باغ فردوس خیابان مولوی. 
 این هم از عجایب تهران است که اولین زایشگاه مدرن و امروزی‌اش ـ بیمارستان اکبرآبادی ـ دقیقا روی قبرستان قدیمی شهر ساخته شده است، قبرستان معروف به «سرقبرآقا» که هنوز گنبد آبی‌اش چشمنواز است، اما از آن قبرستان عظیم تقریبا هیچ چیز باقی نمانده است، قبرها شده‌اند دکان و خیابان و سنگفرش و جوی آب!

سرقبرآقا فقط قبرستان نبود، اولین مرکز بازیافت سنتی(!) تهران هم بود، جعفر شهری، نویسنده کتاب «طهران قدیم» نوشته است: خاکروبه‌های تمام شهر در آنجا جمع می‌کردند و خاکروبه‌ها توسط دولابی‌ها [اهالی دولاب در شرق طهران] غربال شده برای کشت و زرع حمل می‌شد و باقیمانده‌های آن در همانجا مانده به صورت تل عظیمی با بوی زننده تعفنی وسط قبرستان خودنمایی می‌کرد. محل دفن اطفال و مرده‌های کنار و گوشه بی‌صاحب و اموات بی‌ارزشی که حتی مردم زحمت حمل اجساد را تا گورستان چهارده معصوم(ع) [حوالی میدان شوش فعلی] به خود نمی‌دادند. قبرستانی که در قحطی‌ها و وبایی‌ها از زمان ناصرالدین شاه به بعد به وجود آمده بود. 
 از خیابان مولوی و پرنده‌فروشی‌هایش چند صد قدم به غرب بیایید، ناگهان فضا عوض می‌شود، چند قدم بعداز بیمارستان و زایشگاه اکبرآبادی بین انبوه موتورهای در حال استراحت پیک‌های موتوری بازار تهران، تابلوی کوچک و مظلومانه، مسجد مظفری پیداست، خود مسجد هم در محاصره پرده فروشی‌هاست... 
 خواب‌گزاران مسجد مظفری 

ادامه مطلب

تاریخ ارسال : جمعه 14 مهر 1391  ساعت 17 و 16 دقیقه و 14 ثانیه  | نویسنده :   مهدی ملاصادقی

آداب صدقه برای امام زمان(عج) در سیره سیدبن‌ طاووس

صدقه برای حفظ امام زمان(عج) یکی از اعمالی بود که سید بن طاووس به آن اهمیت می‌داد، به طوری که وی به فرزند خود سفارش می‌کرد که «ابتدا به صدقه دادن برای آن حضرت اقدام کن، قبل از اینکه برای خود و عزیزانت صدقه بدهی».
آداب صدقه برای امام زمان(عج) در سیره سیدبن‌ طاووسبزرگ عالم شیعی «سید بن طاووس» ملقب به «رضى الدین‌‌» از علما و بزرگان جهان اسلام است، چون یکى از اجداد بزرگوارش جناب ‌‌محمد بن اسحاق، بسیار زیبا و نیکو صورت بوده به‌‌ «طاووس‌‌» نامیده شد و فرزندانش نیز به «ابن طاووس‌‌» معروف شدند. وی با سیزده واسطه از طرف پدر با دومین پیشواى جهان اسلام، امام‌‌ حسن مجتبى (ع) پیوند مى‌‌خورد،  از طرف مادر به سومین‌‌ پیشواى جهان اسلام امام حسین(ع) مى‌‌رسد، به این جهت او را ملقب به «ذى الحسنین‌‌» نیز کرده‌‌اند و چون پدر سید بن طاووس، فرزند دخترى «شیخ‌‌ طوسى‌‌» بوده است، در تالیفاتش از جناب شیخ طوسى، با کلمه «جدى‌‌» یاد کرده است.
سید بن طاووس در ابتدا از محضر پدر دانشمند خود سعدالدین ابو ابراهیم و نیز جدّ بزرگوارش ورّام ابن ابى فراس استفاده کرد، شهره سید به زودى در سراسر عراق پیچید و او پس از مدتى راهى بغداد شد، در مدت پانزده سالى که در پایتخت بود، بارها به قضاوت، وزارت و دیگر امور دولتى فرا خوانده شده بود که هر بار به طریقى آن مشاغل را نمى‌پذیرفت.

ادامه مطلب

تاریخ ارسال : جمعه 14 مهر 1391  ساعت 17 و 12 دقیقه و 49 ثانیه  | نویسنده :   مهدی ملاصادقی

این گونه گرفتار حق الناس می شویم

حق الناس یا همان حقوق مرد از جمله حقوقی است که اگر در این دنیا، از سوی صاحبانش بخششی صورت نگیرد از لحظه ورود به قبر تا روز حساب، دچار عذاب های سخت و فشارهای آن خواهیم بود. 
این گونه گرفتار حق الناس می شویم حضرت عیسی (ع) از کنار قبری می گذشت . از خدای متعال خواست که صاحب قبر را زنده کند تا از او چیزی بپرسد .
همین که زنده شد از او سؤال کرد : حالت در عالم برزخ چگونه است ؟
عرض کرد : شغل من باربری بود ، روزی مقداری هیزم برای کسی بر دوش داشتم و می بردم ، خلالی از آن جدا کردم که دندان خودم را با آن خلال نمایم .
 از آن زمان که مُرده ام تا به حال گرفتار کیفر همان عمل خود هستم .
حق مردم از جمله حقوقی است که اگر در این دنیا، از صاحبانش حلالیت و بخششی صورت نگیرد از لحظه ورود به قبر تا روز حساب باید عذاب و فشارهای آن را تحمل کرد، تحملی که کاری بس دشوار و سنگین است پس چه بهتر در این دنیا به فکر حق الناسی باشیم که بگردنمان است.

تاریخ ارسال : جمعه 14 مهر 1391  ساعت 17 و 12 دقیقه و 07 ثانیه  | نویسنده :   مهدی ملاصادقی

10حقیقت عجیب درباره مغز انسان

جنین درون رحم از قدرت بینایی برخوردار است اما همه چیز را سیاه و سفید می بیند، چشم جنین به اندازه ای حساس است که می تواند نور به شدت ضعیفی که از میان شکم مادر به درون نفوذ می کند را ببیند.
مغز انسان به عنوان مرکز سیستم عصبی یکی از پیچیده ترین بخش های بدن انسان است که شاید به جرأت بتوان گفت این اندام تاکنون بیشترین اسرار بیولوژیکی بدن انسان را در خود نهفته است.

دانشمندان برای درک بسیاری از این اسرار همچنان در حال مطالعه و توسعه ابزارهای جدید مطالعاتی هستند.
حقایق شگفت انگیزی از مغز تودرتوی انسان :
1) مغز انسان به اندازه ای پیچیده است که بالغ شدن آن 20 سال زمان خواهد برد.
2) جنین انسان درون رحم می تواند در هر ثانیه هشت هزار سلول جدید به وجود بیاورد.
3) در لحظه ای که انسان متولد می شود، تمامی سلول هایی که برای یک عمر زندگی به آنها نیاز دارد را در اختیار دارد.
4) مغز انسان پیچیده ترین پدیده ای است که تاکنون در جهان هستی شناسایی شده است.
5) نوزادان می توانند پس از گذشت چند ساعت از زمان تولد خود، صورت مادرشان را شناسایی کنند./ع
6) جنین درون رحم از قدرت بینایی برخوردار است اما همه چیز را سیاه و سفید می بیند، چشم جنین به اندازه ای حساس است که می تواند نور به شدت ضعیفی که از میان شکم مادر به درون نفوذ می کند را ببیند.
7) انسان در دقیقه 20 بار پلک می زند که هر پلک زدن نیم ثانیه زمان نیاز دارد. با روی هم گذاشتن این دقایق می توان گفت انسانها یک ساعت در روز را در تاریکی سر می کنند.
8) هر سلول مغزی با سلول مغزی دیگر در حدود 10 هزار اتصال برقرار می کند.
9) فراگرفتن حفظ تعادل و سازگار کردن اندامهای بدن با یکدیگر به اندازه ای پیچیده است که تعداد سلول های موجود در مناطقی از مغز که به این کار اختصاص دارد، برابر مابقی سلول های باقیمانده در دیگر نواحی از مغز است.
10) غواصان جوان در تایلند به مردمک های چشمهای خود یاد داده اند تا در زیر آب برای تمرکز بر روی اجسام به جای بزرگتر شدن، منقبض شوند. همه کودکان می توانند این مهارت را از سنین بسیار کوچکی بیاموزند.

تاریخ ارسال : جمعه 14 مهر 1391  ساعت 17 و 11 دقیقه و 12 ثانیه  | نویسنده :   مهدی ملاصادقی

با چه کسی محشور می شویم؟ مسی یا رونالدو ؟!

دنبال هر چه روان شویم به همان می رسیم ،اگر بخواهیم دنیا را داشته باشیم مال و ثروت داشته باشیم کم کم به آن سمت حرکت می کنیم ،برنامه ریزی می کنیم و در نهایت می رسیم ،اگر بخواهیم از دنیا لذت ببریم با این تصور که دنیا دو روز است بله این دو روز را با این و آن خواهیم گذراند خوش هم خواهد گذشت و می گذرد ،فرصت زندگی می گذرد.
توی دنیا چی رو از همه بیشتر دوس داری ؟ یا چه کسی رو ؟ یا کدوم تیم فوتبال رو یا کدام اعضای خانوادت یا دوستت رو ؟
تا حالا به این فکر کردی که تو دنیا چی یا کی رو از همه چیز بیشتر دوست داری؟ این سۆال رو خیلی از ما از کودکان می پرسیم و به جواب هاشون می خندیم و خرده می گیریم و بعد یادشون می دیم که بگن خدا رو بعد پیامبر و بعد اماما رو و ...
اما اگر الآن از خودمان بپرسیم چی ؟ ما کیو از همه بیشتر دوس داریم دلمون میخاد داشته باشیمش و اگر داریم نمی خواهیم لحظه ای از دستش بدیم ؟ خدا وکیلی بی تعارف به خودمون جواب بدیم دقیقا همونایی که واقعا در حال حاضر دل و جان ما رو تسخیر کردند چه کسانی هستند ؟شعار ندهیم تنها خودمانیم و خودمان .

همان هایی که الگوی ما در تمام ابعاد زندگی هستند همیشه به حالشان حسرت می خوریم و آه ها از نهادمان بلند می شود که ای کاش من جای وی بودم .

ادامه مطلب

تاریخ ارسال : جمعه 14 مهر 1391  ساعت 17 و 10 دقیقه و 04 ثانیه  | نویسنده :   مهدی ملاصادقی

آداب نوشیدن آب

امام علی(علیه السلام) می‌فرماید: ایستاده آب ننوشید، چرا که درد بی‌درمان آورد، مگر اینکه خدای عزوجل بهبودی بخشد! امام صادق(علیه السلام) نیز آدابی برای نوشیدن بیان و عنوان می‌کنند هر که آن‌ها را رعایت کند خداوند او را مستحق بهشت می‌کند.
، بر آن شدیم با استناد به کتاب گرانسنگ  علامه جوادی آملی، نگاهی به سبک زندگی دینی و اسلامی داشته باشیم. «مفاتیح الحیاة» به جنبه‌های گوناگون سیره عملی اهل بیت علیهم‌السلام می‌پردازد که به صورت سلسله‌ وار مطالب آن از منظرتان خواهد گذشت.
رهنمود امام صادق (علیه السلام) درباره نوشیدن آب
امام صادق علیه السلام می‌فرماید: هر کس در آب آشامیدن این آداب را رعایت کند خداوند او را مستحق بهشت کند: وقتی که ظرف آب را نزدیک دهان آورد بسم‌الله بگوید، سپس بنوشد و پیش از سیراب شدن، ظرف را از دهانش دور کند و حمد خدا بگوید، سپس دوباره بنوشد و ظرف را از دهانش دور کند و حمد خدا بگوید سپس بنوشد و ظرف را دور کند و حمد خدا را بگوید.1

دعای نوشیدن آب
امیر مومنان علی‌ علیه‌السلام می‌فرماید: هرگاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آب می‌آشامید، می‌فرمود: «الحمدالله الذی لم یجعله اجاجا بذوبنا و جعله عذابا فراتا بنعمة»؛ سپاس خدای را که آن را به سبب گناهانمان برایمان تلخ قرار نداد بلکه آن‌ را به سبب نعمتش شیرین و گوارا قرار داد.2

آداب نوشیدن

1-ایستادن
حضرت علی (علیه السلام) می‌فرماید: ایستاده آب ننوشید، چرا که درد بی‌درمان آورد، مگر اینکه خدای عزوجل بهبودی بخشد.3
امام صادق (علیه السلام) با تفکیک میان نوشیدن در شب و روز، در حقیقت سخن حضرت امیر (علیه السلام) را تفسیر کرده و می‌فرماید: ایستاده آب نوشیدن در روز غذا را گوارا می‌کند و در شب زردآب می‌آورد.4

2-با دست شسته
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: دستانتان را بشوئید آنگاه در آنها آب بنوشید چرا که هیچ ظرفی پاکیزه‌تر از دست نیست.5

پرسش از آب سرد در قیامت
حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: نخستین سؤالی که در قیامت از انسان درباره نعمت (مادی) می شود این است که به او می‌گویند؛ آیا بدن سالم به تو ندادیم و از آب سرد سیرابت نکردیم؟ 6
امیر مؤمنان در تفسیر آیه «ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ» که در قیامت از نعمت سؤال می‌شود، می‌فرماید: «مقصود از نعمت، آب سرد در روزهای گرم است».7
نکته: البته آب از مصادیق روشن نعمت مادی است و آنچه از امام صادق (ع) رسیده است که «نحن النعیم» یعنی ما نعمت مورد سؤال هستیم.8

پرهیز از منع آب
رسول خدا (ص) می‌فرماید: مردم را از سه چیز نمی‌شود محروم کرد که یکی از آنها آب است 9 و نیز می‌فرماید:‌روز قیامت خدا به سه کس نظر لطف نکند و پاکشان نگرداند و برایشان کیفر دردناکی است؛ از جمله کسی که در مسیر راه عمومی، آبی دارد ولی آن را از رهگذران مضایقه می‌کند.10

آلوده نکردن آب
برای مسلمان شایسته نیست آب را که مایه حیات انسان و هر موجود زنده‌ای است،‌ آلوده کند از پیامبر (صلی الله علیه و آله) در این تعبیر‌های گوناگونی نقل شده است؛ گاهی از تخلی در کنار آب گوارا یا رودخانه آب گوارایی که از آن استفاده می‌شود11 و گاهی از تخلی کردن در کنار رودخانه جاری و بار دیگر از ادرار کردن در آب جاری و گاهی از انداختن آب دهان در جایی که از آب آن استفاده می‌شود، نهی کرده است همچنین می‌فرماید: از آلودن آبی که در جایی جمع شده باشد (مانند آب چاه و یا پشت سد و ...) بپرهیزید تا مورد لعن قرار نگیرید. 12
حضرت علی (علیه السلام) می‌فرماید: ‌آب ساکنانی دارد؛ با ادرار و غائط (مدفوع) آنها را نیازارید.13
آثار نگاه کردن به آب
پیامبر اکرم و امام کاظم (علیه السلام) در ضمن حدیثی چنین فرمودند:‌ نگاه به آب جاری، چشم را روشنی می‌بخشد.14
امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: نگاه کردن به آب، چهره را نورانی و شاداب می‌کند.15
*پی‌نوشت‌ها:
الکافی، ج2، ص96و 97
ارشاد القلوب، ص3
علل الشرائع، ص 465
الکافی، ج6، ص383
الجامع الصغیر، ج1، ص184
الجامع الصغیر، ج1، ص344
ارشاد القلوب، ص 37-38
بحارالانوار ج24، ص52
الجامع الصغیر، ج1، ص537
دعائم الاسلام، ج2، ص94
کتاب الخصال، ص 97
الجامع الصغیر، ج1، من 27
عوالی الئالی،‌ج2، ص 187
کتاب الخصال، ص 92
همان ص 237
منبع : فارس

تاریخ ارسال : جمعه 14 مهر 1391  ساعت 17 و 09 دقیقه و 05 ثانیه  | نویسنده :   مهدی ملاصادقی

بی‌غیرت کیست؟ بی‌غیرتی چیست؟

پیامبر اعظم(ص) درباره یکی از مصادیق بارز بی‌غیرتی می‌فرماید: هنگامی که زنی آرایش‌کرده از خانه خارج شود و شوهرش نیز به این کار راضی باشد، به ازای هر قدمی که زن بر می‌دارد، خانه‌ای در آتش برای شوهرش بنا می‌شود.

مشرق - خودآرایی و خودنمایی در انظار عموم از رفتارهای ناهنجار در جامعه است که ارتباط مستقیمی با کجروی‌های جنسی دارد. این موضوع مختص به زنان نیست و در مردان نیز به گونه‌های مختلف انجام می‌پذیرد.
قرآن کریم، خودنمایی و خودآرایی زنان در منظر عمومی را «انحراف جنسی» می‌داند و در آیه 31 سوره مبارکه نور، عبارت «وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ» (زنان زیورهاى خود را آشکار نسازند) را دو مرتبه تکرار می‌کند.
مرحوم «فیض کاشانی» در تفسیر این آیه، زینت را به معنای عام زیبایی بدنی، آرایش جسمانی و زیورهای ظاهری می‌داند و معتقد است که؛ خودنمایی چه آشکار ساختن زیبایی‌های طبیعی باشد و چه به نمایش گذاشتن آراستگی‌ها و زیورآلات، رفتار ناهنجار جنسی است.
از پیامبر اعظم(ص) نیز روایت شده که زنان طناز و عشوه‌گر که دل و دین مردان هوسران را می‌ربایند، «دام‌های شیطان» هستند. مراد از طنازی و عشوه‌گری با مرور برخی روایات دیگر مشخص می‌شود که از جمله آن‌ها: پوشیدن لباس نازک، گفتار با لحن نازک و تحریک‌کننده[1] و راه رفتن با عشوه و ناز است، چرا که موجب تحریک مردان و به تعبیر روایات «زنای چشم»‌[2] می‌شود.
در قرآن کریم بر حفظ نگاه تأکید ویژه‌ای شده است و در آیات 30 و 31 به صورت جداگانه به زنان و مردان این نکته را گوشزد می‌کند: «قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ»؛ به مردان با ایمان بگو دیده فرو نهند و پاکدامنى ورزند که این براى آنان پاکیزه‏تر است زیرا خدا به آنچه مى‏کنند آگاه است. «وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا»؛ و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاکدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که طبعا از آن پیداست.
* غیرت پسندیده
از بحث اول مسئله یعنی رفتار ناهنجار زنان که گذر کنیم، مورد دوم نقش مردان در کنترل و حفظ نوامیس است؛ چیزی که از آن در متون دینی «غیرت» یاد می‌شود. یعنی مؤمن نباید نسبت به اطرافیان خود بی‌تفاوت باشد[3]، چرا که خداوند «غیور» است [4] و بی‌غیرتی را نمی‌پسندد.
به بیان دیگر، غیرت با کرامت و عزت در هم تنیده شده و به هر میزان که شخص از کرامت و عزت برخوردار است، از غیرتمندی بهره دارد. از همین روست که در نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین(ع) آمده است: انسان غیور زنا نمی‌کند![5] همچنین حضرت در جای دیگری می‌فرماید: ای‌ مردم‌ عراق‌! با خبر شدم‌ که‌ زنانتان‌ دوشادوش‌ مردان‌ در راه‌ حرکت‌ می‌کنند، آیا شرم‌ نمی‌کنید؟ خدا لعنت‌ کند کسی‌ را که‌ غیرت‌ نمی‌ورزد! [6]
از امام صادق(ع) نیز روایت شده است: «حُرِّمَتِ الجَنَّهُ عَلَی الدَّیُّوثِ»؛ بهشت بر مردان بی‌غیرت حرام است.[7] پیامبر عظیم الشأن اسلام نیز درباره یکی از مصادیق بارز بی‌غیرتی می‌فرماید: هنگامی که زنی آرایش کرده و معطر از خانه خارج شود و شوهرش نیز به این کار راضی باشد، به ازای هر قدمی که زن بر می‌دارد، خانه‌ای در آتش برای شوهرش بنا می‌شود.[8]
امام باقر(ع) نیر نماز فرد بی‌غیرت را مورد قبول نمی‌داند و می‌فرماید: «ثَلاثَهٌ لایُقبَلُ مِنهُم صَلاهٌ: مِنهُمُ الدَّیُّوثُ».[9]
ناگفته نماند غیرت صحیح و به‌جا نه تنها برای شخص که برای جامعه نیز مفید است؛ شهید مطهری در این باره می‌گوید: انسان غیور همانطور که راضی نمی‏شود دامن ناموس خودش آلوده گردد، راضی نمی‏شود دامن ناموس اجتماع هم آلوده شود.[10]
مرحوم فیض کاشانی (1007 ـ 1090 هجری قمری) در کتاب الوافی[11]، بابی با عنوان «باب الغیره» گشوده و روایات متعددی در مورد غیرت و ویژگی‌های شخص غیور آورده است. از جمله در این روایات چنین آمده است: مردی که در مورد رفتار ناسالم جنسی همسرش بی‌تفاوت باشد، از سوی فرشتگان «بی‌غیرت» نام گرفته است. از چنین مردی به عنوان «منکوس القلب» (کج‌سرشت و وارونه‌دل) یاد شده که روح ایمان از او گرفته شده و خداوند از او بیزار است؛ بهشت بر چنین فردی حرام و عذاب دوزخ برای او فراهم آمده است.
* غیرت نا‌به‌جا
اسلام همواره جانب اعتدال را رعایت کرده و پیام‌آور آن می‌فرماید: «خیر الامور اوسطها» [12] در قرآن کریم نیز ریشه اعتدال(عدل) 27 بار آمده است که مهر تأییدی بر این موضوع است.
بنابراین همانطور که بی‌غیرتی رفتاری نابهنجار است، غیرت بی‌جا نیز واکنشی ناسالم است که ریشه در بدگمانی دارد و به «تهمت جنسی» منجر می‌شود و چه بسا شخص مورد اتهام را به کج‌رفتاری سوق دهد. این موضوع حتی اگر به صورت غیبت نیز مطرح شود باز آسیب‌های خاص خود را به همراه دارد. [13]
مرحوم فیض در پایان «باب الغیره»، روایتی را از امام علی(ع) نقل کرده است که حضرت در نامه‌ای سفارش می‌‌کند: «ایاک و التغایر فی غیرموضع الغیرة فان ذلک یدعو الصحیحة منهن الی السقم...؛ [14] از غیرت‌ورزی نابجا بپرهیز، چون که زنان سالم را به آلودگی می‌افکند... .
در قرآن کریم، کیفر افرادی که بر زنان پاکدامن تهمت جنسی می‌زنند، بسیار سنگین است. خداوند می‌فرماید: «و کسانى که به زنان پاکدامن تهمت [زنا] مى‏زنند، سپس چهار شاهد نمى‏آورند، ایشان را هشتاد تازیانه بزنید، و دیگر هرگز شهادت آنان را قبول نکنید، و اینانند که فاسقند»[15].
در پایان ذکر این نکته ضروری به نظر می‌رسد که اگر مرد بد دلی نسبت به پاکدامنی همسر خود دچار شک و شبهه است، بهتر است پیش از آنکه به او بهتان بزند، این آیه شریفه را به یاد آورد: «مرد زناکار جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج نمی‏کند، و زن زناکار را جز مرد زناکار یا مشرک به ازدواج خود در نمی‏آورد.» [16]
پی‌نوشت‌ها:
1ـ احزاب/32: «فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا»؛ بنابراین به گونه‏ای هوس‌انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند و سخن شایسته بگویید!
2ـ امام علی علیه‌السلام می‌فرماید: «نعم صارف الشهوات غض الابصار»؛ چشم‌پوشی از نگاه (به نامحرم) عامل خوبی برای بازدارندگی از شهوت است. (محمدی ری‌شهری، میزان الحکمة، ج 1، ص 72)
3ـ تحریم/6: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا»؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید، خودتان و کسانتان را از آتش حفظ کنید.
4ـ خداوند متعال به ابراهیم خلیل خطاب می¬کند که «ان الهک لغیور» (الکافی، ج 8، ص 372)
5ـ حکمت 305: ما زنی غیور قط.
6ـ یا اهل‌َ العراق‌! نُبئت‌ُ اَن‌ِّ نسائَکُم‌ یُدافعْن‌َ الرجال‌ فی‌ الطریق‌، اَما تَسْتَحیون‌؟ لَعَن‌ اللهُ من‌لایغار. (الکافی، ج 1، ص 154، ح 719/ محاسن، ص 115/ وسایل الشیعه، ج 20، ص 235)
7ـ بحار الانوار، ج53، ص249
8ـ الکافی ج 5 ص 537
9ـ بحارالانوار ج 76 ص 115
10ـ مسئله حجاب، صفحه: 64
11ـ الوافی؛ ج22، صص 463 و 763 ـ 765.
12ـ اگر چه این عبارت دقیقا به همین صورتی که در متن آمده، شهرتی تام و تمام یافته است اما این حدیث در برخی از منابع حدیث شیعه، از قبیل مستدرک الوسائل (ج 8، ص 255) با اندک اختلافی در تعبیر به صورت: «خیار الامور اوسطها» و در بحارالانوار(ج 74، ص 383) به صورت: «خیر الامور اوساطها» آمده است.
13ـ رسول‌الله(ص) از اصحاب پرسیدند: آیا مى‏دانید غیبت چیست؟ عرض کردند: خدا و پیامبر او بهتر مى‏دانند. فرمود: این که از برادرت چیزى بگویى که دوست ندارد. عرض شد: اگر آنچه مى‏گویم در برادرم بود چه؟ فرمود: اگر آنچه مى‏گویى در او باشد، غیبتش را کرده‌اى و اگر آنچه مى‏گویى در او نباشد، به او تهمت زده‏اى. (الترغیب والترهیب، ج3، ص515، ح1)
14ـ الکافی، ج5، ص537
15ـ نور/4: وَالَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِینَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ.
16ـ نور/3: الزَّانِی لَا یَنکِحُ إلَّا زَانِیَةً أَوْ مُشْرِکَةً وَالزَّانِیَةُ لَا یَنکِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِکٌ

تاریخ ارسال : جمعه 14 مهر 1391  ساعت 17 و 06 دقیقه و 39 ثانیه  | نویسنده :   مهدی ملاصادقی

مبغوض‌ ترین افراد در پیشگاه خداوند

امام علی(ع) درباره کسانى که بدون لیاقت و استحقاق متصدى‏ مقام قضاوت در میان مردم مى‏شود، فرمودند: دو نفر در پیشگاه خداوند مبغوض ترین مردمند: جاهل بدعت گذار و عالم ‏قلابى.
«از جاهلان، به خدا شکایت مى‏برم.» این جمله از گفتارهاى امام علی(ع) است که درباره کسى که بدون لیاقت و استحقاق متصدى‏ مقام قضاوت در میان مردم مى‏شود، فرمودند. آن حضرت در این باره می فرمایند دو نفر در پیشگاه خداوند مبغوض ترین مردمند: جاهل بدعت گذار و عالم ‏قلابى.

کسى که خداوند او را به خود واگذارده است و از راه راست منحرف گشته، به ‏سخنان ساختگى و دور از حق و حقیقت ‏خویش سخت دل بسته و به سرعت در راه گمراه ساختن ‏مردم گام بر مى‏دارد و براى افرادى که فریبش را بخورند فتنه است، وى از طریق هدایت ‏پیشینیان گمراه گشته و گمراه سازنده کسانى است که در زندگى و پس از مرگش تابع او شوند، او بار گناهان کسانى را که گمراه ساخته به دوش مى‏کشد و همواره در گرو گناهان خویش نیز هست!
کسی که مجهولاتى به هم بافته و به سرعت ‏با حیله و تزویر در میان مردم نادان پیش ‏مى‏رود در تاریکی هاى فتنه و فساد به تندى قدم برمى‏دارد، منافع صلح و مسالمت را نمى‏بیند، انسان‏نماها، وى را عالم و دانشمند مى‏خوانند ولى عالم نیست.
از سپیده دم تا به شب همچنان به جمع‏آورى چیزهائى مى‏پردازد که کم آن از زیادش ‏بهتر است تا آنجا که خود را از آب‏هاى گندیده‏ جهل (که نامش را علم مى‏گذارد) سیر سازد و به خیال خویش گنجى(از دانش) فراهم ساخته، در صورتى که فائده‏اى درآن یافت نمى‏شود.
او در بین مردم به مسند قضاوت تکیه زده و برعهده گرفته است که ‏آنچه بر دیگران مشتبه شده، روشن سازد،(و حق را به صاحبش برساند) او چنانچه با مشکلى روبرو شود. یک سلسله حرفهاى پوچ و تو خالى را پیش خود جمع و جور مى‏کند و به نتیجه آن قاطع مى‏گردد، در برابر شبهات فراوان همچون تارهاى عنکبوت مى‏باشد، حتى خودش هم نمى‏داند درست‏ حکم کرده یا به خطا، اگر صحیح گفته باشد مى‏ترسد خطا رفته باشد، و اگر اشتباه نموده امید دارد صحیح از آب در آید.
نادانى است که در تاریکیهاى ‏جهالت ‏سرگردان است، همچون نابینائى که در ظلمات پر خطر، به راه خود ادامه مى‏دهد، علوم و دانشهایى که فرا گرفته برایش قطع آور نیست...همانند بادهاى تندى که گیاهان خشک را به هم مى‏شکند، او نیز احادیث و روایات را در هم مى‏ریزد، تا به خیال خود از آن نتیجه‏اى به دست آورد.
به خدا سوگند! نه آن قدر مایه علمى دارد که در دعاوى مردم، حق را از باطل جدا سازد و نه براى مقامى که به او او تفویض شده، اهلیت دارد، باور نمى‏کند ماوراى ‏آنچه انکار کرده دانشى وجود دارد، و غیر از آنچه او فهمیده نظریه دیگرى. اگر مطلبى بر او مبهم شد کتمان مى‏کند، زیرا او خود به جهالت ‏خویش آگاه است.
خونهایى که از داورى ستمگرانه‏اش ریخته شده صیحه مى‏کشند و میراث هایى که بنا - حق به دیگران داده فریاد مى‏زنند.
شکایت ‏به خدا مى‏برم، از گروهى که در جهل و نادانى زندگى مى‏کنند و در گمراهى جان مى‏دهند(و حیات و مرگشان همه در نادانى و جهل است)
در میان آنها متاعى کسادتر از قرآن نیست، اگر آن را آنچنان که باید تلاوت کنند و متاعى نزد آنان رایج‏تر از آن نتوان یافت اگر آن را تحریف سازند و طبق دل - خواهشان تفسیر کنند و در نظر آنان چیزى زشت‏تر از«معروف‏» و نیکوتر از «منکر» وجود ندارد!
مرحوم کلینى در کتاب‏ «اصول کافى‏» و «ابن قتیبه‏» در کتاب ‏«عیون‏الاخبار» این کلام را با اندکى تفاوت نقل کرده‏اند.(ان ابغض الخلائق..) اینکه این افراد مبغوض ترین مردم هستند به خاطر آن است که هدف از ارسال پیامبران و فرستادن کتاب هاى آسمانى ‏تبلیغ آئین حق و توحید، یگانگى خداوند و ایجاد عدالت و دادگسترى بین ‏انسانهاست، اما دسته اول که امام اشاره فرموده، مردم را از توحید و دین حق‏ بیرون مى‏برند و آنان را گمراه مى‏سازند و دسته دوم به خاطر منافع خویش‏ حقوق افراد را پایمال و سبب ریختن خون بى‏گناهان مى‏شوند.
از این دو دسته یکى در راه انحراف عقائد صحیح فعالیت مى‏کند و دیگرى‏ در اجراى احکام و فروع مذهب، کار خلاف انجام مى‏دهد و خود را به جاى قاضى ‏و حاکم شرع جا می زند، در صورتى که اهلیت این مقام را ندارد.
«حمال خطا یا غیره...» یعنى ‏«بار گناه دگران را بر دوش مى کشد»، زیرا گناه افرادى را که گمراه نموده به دوش او گذاشته مى‏شود، بدون ‏اینکه از گناهان خودش چیزى کاسته شود، در قرآن آمده است: «و لیحلمن‏ اثقالهم و اثقالا مع اثقالهم‏: بار گناهان دیگران را با بار خود هر دو حمل می کنند.»(سوره عنکبوت:13)
«لیس فیهم سلعة ابور...» اشاره به این است که اگر دستورات و حقایق قرآن به طور صحیح براى مردم آن محیط تشریح گردد، به سوى آن روى‏ نمى‏آورند و چنانچه طبق دلخواه و منافع شخصى آنان تفسیر و توجیه شود آن را مى‏پذیرند.

تاریخ ارسال : جمعه 14 مهر 1391  ساعت 17 و 05 دقیقه و 24 ثانیه  | نویسنده :   مهدی ملاصادقی
کل صفحات :4
1
2
3
4
«««بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان

اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن
خدایا، ولىّ‏ ات حضرت حجّه بن الحسن

صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی
که درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد

هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ
در این لحظه و در تمام لحظات

وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ
سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر

دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ
و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى

طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"

که خوشایند اوست ساکن زمین گردانیده،
و مدّت زمان طولانى در آن بهره‏مند سازى»»»»
سلام بر مهدی (عج) و روزی که می آید و آن روز....
آرزو دارم وقتی مهدی موعود می آید در رکاب حضرت شهید بشوم
آروز دارم وقتی حضرت می آید اگر مرا لایق دانست یکی از سربازانش باشم
آرزو دارم که با مهدویت زندگی بکنم
همین که هر روز به یادش می افتم و بغضم می گیرد
اما دیگر توان این را ندارم که از خود حرکتی بکنم
و با قدم های کوچک خود به یاری او بشتابم
گناه این مردم مانع این می شود
که کسی بتواند یار مهدی باشد
اما دلم به این خوش است که همیشه از او یاد می کنم
همیشه صدا می زنم مهدی جان!!!
آخ که فقط نام مبارکش دلم را به لرزه می اندازد
یا مهدی!! قربان چشمایت بشوم که هر روز برای گناه من گریه می کنی
تا عذاب برایم نیاید
دنیا دیگر دارد تمام می شود
ای خدای مهربان!!!
نظری به این دنیا بکن!
یا مهدی!!
نظری بر ما بنده ضعیف بکن!!!
چشم ما همیشه با اشک خود راه را برای آمدن تو شست و شو می دهد
پس بیا قبل از اینکه اشک چشم هایمان خشک شود
یا مهدی جان!!!!
بیا.............................
وبلاگ بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجّل الله تعالی فرجه و الشریف شعبه زرقان ، با هدف ترویج فرهنگ مهدوی وبا استعانت از خداوند متعال وامدادهای حضرت ولیعصر عجّل الله تعالی فرجه و الشریف فعالیت خود را آغاز نموده است و إن شاء الله با همیاری شما عزیزان طی طریق خواهد نمود...
و اما کانون فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج) :
این کانون از سال 1390 مصادف با عید سعید غدیر تحت حمایت بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج) فارس با حضور حاج آقا حدائق مدیریت محترم بنیاد فارس با مدیریت امام جمعه محترم شهر حاج آقا موحدی در شهر زرقان افتتاح گردید که فعالیتهای فرهنگی مهدوی را در راس برنامه های خود دارد.



اللهم عجّل لولیّك الفرج
07124224434
  لشکر رزمنده انصار المهدی موعود (عج) زرقان  
  یا مهدی  
  ادرکنی  
  بسم الله الرحمن الرحیم  
  اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ  
  وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ  
  وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ  
   
  التماس دعا  
  خدایا،توفیق فرمانبرى،و دورى از نافرمانى،و درستى نهاد و شناخت واجبات را روزى ما بدار  
  ما را به هدایت و پایدارى گرامى دار  
  و زبانمان را به راستگویى و حكمت استوار ساز  
  اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن  
  صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ  
  فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ  
  وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً  
  حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"  
  برحمتک یا ارحم الراحمین  
  بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیمِ  
  أنْتَ اللهُ الَّذی لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ، مُبْـدِئُ الْخَلْقِ وَمُعیدُهُمْ وَأنْتَ اللهُ الَّذی لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ، مُدَبِّـرُ الْاُمُورِ  
  وَ بٰاعِثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ، وَ أنْتَ اللهُ الَّذی لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ الْقٰابِضُ الْبٰاسِطُ  
  وَ أنْتَ الله الَّذی لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ، وٰارِثُ الْأرْضِ وَمَنْ عَلَیْهٰا.  
  أسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذی إذٰا دُعیتَ بِهِ أجَبْتَ، وَإذٰا سُئِلْتَ بِهِ أعْطَیْتَ  
  وَ أسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ أهْلِ بَیْتِهِ، وَ بِحَقِّهِمُ الَّذی أوْجَبْتَهُ عَلیٰ نَفْسِكَ  
  أنْ تُصَلِّیَ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ ٰالِ مُحَمَّدٍ، وَ أنْ‌ تَقْضِیَ لی حٰاجَتی، السّاعَةَ السّاعَةَ،  
  یٰا سَیِّدٰاهُ، یٰا مَوْلٰاهُ، یٰا غِیٰاثٰاهُ، أسْئَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ سَمَّیْتَهُ بِهِ نَفْسَكَ، وَاسْتَأْثَرْتَ  
  بِهِ فی عِلْمِ الْغَیْبِ عِنْدَكَ أنْ تُصَلِّیَ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ ٰالِ مُحَمَّدٍ، وَ أنْ تُعَجِّلَ خَلٰاصَنٰا  
  مِنْ هٰذِهِ الشِّدَّةِ، یٰا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَالْأبْصٰار، یٰا سَمیعَ الدُّعٰآءِ،‌إنَّكَ عَلیٰ كُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ،  
  بِرَحْمَتِكَ یٰا أرْحَمَ الرّاحِمین  
یک روز می افتد ؛
آن اتفاق خوب را می گویم ...
من به افتادنی که برخاستن اوست ایمان دارم ؛
هر لحظه ، هر روز ، هر جمعه ...
اللهم عجل لولیک الفرج
  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ  
  لا اِلهَ اِلا اللَّهُ  
  عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ  
  وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ  
 
  یا مهدی ادرکنی  
 السلام علی جمیع المعصومین علیهما السلام  
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ ما شآءَ اللَّهُ كانَ وَ مالَمْ یَشَاْ لَمْ یَكُنْ اَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّشَیْئٍ قَدیرٌ وَ اَنَّ اللَّهَ قَدْ اَحاطَ بِكُلِّ شَیْئٍ عِلْماً اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ نَفْسى وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ دآبّةٍ اَنْتَ اخِذٌ بِناصِیَتِها اِنَّ رَبّى عَلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ