دانلود کتب اخلاقی

تاریخ ارسال : یکشنبه 16 مهر 1391  ساعت 14 و 03 دقیقه و 33 ثانیه  | نویسنده :   مهدی ملاصادقی

جدیدترین های صوت و فیلم

تاریخ ارسال : یکشنبه 16 مهر 1391  ساعت 13 و 59 دقیقه و 57 ثانیه  | نویسنده :   مهدی ملاصادقی

نیویورك تایمز: این سردار «عامل بزرگ» درماندگی آمریكاست

  روزنامه امریكایی نیویورك تایمز در گزارشی مفصل به شخصیت پیچیده و بزرگ سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس ایران پرداخت.
به گزارش ایمنا، این روزنامه امریكایی طبق روال دو، ساله اخیر رسانه‌های غربی سعی كرده است نشان دهد سردار سلیمانی چهره‌ای مخوف و مبهم دارد ولی نتیجه گزارش بلندبالایش نشان می‌دهد در واقع «عامل بزرگ» درماندگی امریكا در منطقه را فرمانده سپاه قدس می‌داند.
مهمترین نكاتی رسانه‌های فارسی زبان ضدانقلاب كه نیویورك تایمز به آن اشاره كرده‌اند به نقل از خبرنامه دانشجویی در زیر مشاهده كنید:
* روزنامه « نیویورك تایمز» دریك گزارش مفصل به نقش مستقیم قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس در عراق طی چندین سال گذشته پرداخته و می نویسد كه نفوذ وی هنوز هم برای دولت آمریكا مشكل آفرین است.
* قاسم سلیمانی با ریش های جوگندمی و اعتماد به نفسی كه محصول حمایت كامل آیت الله خامنه ای از اوست، درست برعكس محمود احمدی نژاد رییس جمهوری جنجالی ایران فردی بسیار آرامی به نظر می رسد. وی كه پس از ارتقا درجه در سال گذشته به عالی ترین رتبه ترین مقام نظامی در ایران رسیده، مغز متفكر دو عرصه مهم از سیاست خارجی ایران است.
* نقش و فعالیت های آقای سلیمانی كاملا در نقطه مقابل سیاست های آمریكا قرار دارد.
* ژنرال پتریوس در نامه‌ای خطاب به «رابرت گیتس » در آوریل سال ۲۰۰۸ ضمن اعتراف به میزان نفوذ قاسم سلیمانی در عراق نوشته بود:«احتمالا هشدار آمیزترین نكته تعجب آور در این هفته میزان نفوذ ایران در پیچیدگی های سیاست عراق بود.»
* «علی آلفونه» یك پژوهشگر در مركز پژوهشی «آمریكن اینترپرایز اینستیتو» می گوید قاسم سلیمانی در سال های جنگ ایران و عراق به عنوان فرمانده لشكر ۴۱ سپاه پاسداران و به خاطر موفقیت عملیات های شناسایی و غافلگیرانه این لشكر در پشت خطوط دشمن به شهرت رسید. نقش وی تا حدی اهمیت یافت كه ارتش عراق در برنامه های رادیویی خود به كرات از وی نام می برد.
* مقامات آمریكایی كه سابقا در عراق انجام وظیفه كرده اند می گویند كه سردار سلیمانی همیشه می توانست تعادل قدرت را درعراق برهم بزند.
* «رایان كراكر » سفیر وقت آمریكا در بغداد در ماه ژوئن سال ۲۰۰۸ در پیام دیپلماتیكی به واشینگتن نوشت:« وقتی برخوردهای خشونت آمیز روی می دهد به احتمال زیاد جناحهای درگیر دست به دامن سردار سلیمانی می شوند تا درگیری ها و ناآرامی هایی را كه خود او به وجود آورده حل و فصل كند.»

تاریخ ارسال : یکشنبه 16 مهر 1391  ساعت 13 و 58 دقیقه و 05 ثانیه  | نویسنده :   مهدی ملاصادقی

انتقاد شدید بان كی مون از تحریم ایران/ رد ادعای دروغین مردم‌دوستی غرب

  در حالی كه اتحادی اروپا برای تصویب تحریمهای جدید علیه جمهوری اسلامی ایران تلاش می كند، دبیركل سازمان ملل متحد در گزارشی ادعای كشورهای غربی در این زمینه كه تحریمها به ملت ایران آسیب نمی زند را رد كرد.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از الجزیره، بان كی مون دبیركل سازمان ملل روز گذشته در گزارشی اعلام كرد: تحریمها علیه ایران در راه رسیدن كمكهای دارویی به ویژه برای بیماران سرطانی، دستگاه تنفسی و قلبی در ایران، مشكل ایجاد كرد است.

وی در ادامه این گزارش تاكید كرد: این تحریمها باعث افزایش تورم، افزایش قیمت كالاهای اساسی و انرژی، بالا رفتن میانگین بیكاری و فقدان مواد ضروری و به ویژه دارویی شده است.

بان كی مون خاطرنشان كرد: حتی شركتها برای انجام صادارت مواد غذایی و دارویی به ایران از یك كشور سوم، دچار مشكل در مبادلات بانكی خود هستند.

به گزارش الجزیره انتقادات بان كی مون از تحریمهای كشورهای غربی علیه جمهوری اسلامی ایران در حالی مطرح شده كه كشورهای اروپایی در طی روزهای اخیر رایزنی برای تشدید تحریمها علیه ایران را كه شامل بخش صنعت، انرژی، بانك و حتی گاز می شود را آغاز كرده اند.

تاریخ ارسال : یکشنبه 16 مهر 1391  ساعت 13 و 57 دقیقه و 19 ثانیه  | نویسنده :   مهدی ملاصادقی

دانلود کتابهای حجت الاسلام قرائتی+ زندگینامه ایشان

زندگینامه حجة الاسلام والمسلمین قرائتی
بسم الله الرحمن الرحیم
اینجانب محسن قرائتى فرزند علینقى، در سال 1324 هجرى در كاشان بدنیا آمدم. مرحوم جدم، در زمان رضاخان كه با تمام قدرت با اسلام و مظاهر آن مبارزه مى‏شد، جلسات قرآن را در خانه‏ هاى مردم كاشان تشكیل مى‏داد و بخشى از عمر خود را در این راه صرف نمود. لذا فامیل ما قرائتى شد. پس از او، مرحوم پدرم با تشكیل این جلسات در خانه‏ ها، مساجد و تكایا راه پدرش را ادامه داد و به استاد قرائت قرآن معروف شد. آن مرحوم از بازاریانى بود كه حدود چهل سال با شنیدن صداى اذان، مغازه خود را مى‏بست و به سوى مسجد و نماز اول وقت مى‏شتافت. فردى بود كه با آموزش قرآن و برگزارى مجالس دینى، احیاى بعضى از مساجد مخروبه و متروكه، و تلاش در این راه، براى دیگران الگو شده بود و در عوض خداوند به او روحى مطمئن و حكمت و عرفان جوشیده از درون، عطا فرموده بود. چیزى كه ذهن و فكر او را مشغول مى‏كرد، این بود كه تا حدود سن چهل سالگى صاحب فرزندى نشده بود، تا این كه با همه مشكلات موجود در آن زمان، با عنایت و لطف خداوند بزرگ، موفق به زیارت خانه خدا و اعمال حج گردید. شاید بتوان گفت این هم در شرایط موجود زندگى‏اش، اجرى از جانب پروردگارش نسبت به تلاش و كوشش‏هاى قرآنى و دینى‏اش بود. او در همان سفر در كنار خانه خدا چنین دعا مى‏كند:
اى خدایى كه فرموده‏ اى: «ادعونى استجب لكم» (بخوانید مرا تا اجابت كنم شما را»!
اى خالق یكتا! فرزندى به من عطا فرما كه مبلغ قرآن و دین تو باشد.
این دعا به اجابت رسید و خداوند او را صاحب فرزندانى نمود كه برخى از آنان به لباس مقدس روحانیت در آمدند.
گفتنى است كه من در سنین نوجوانى كه شناخت و اطلاعات كافى نداشتم با پیشنهاد مرحوم پدرم براى ورود به حوزه، موافق نبودم ولى با اصرار و تشویق او در سن چهارده سالگى وارد حوزه شدم. یك سال در كاشان زیر نظر استاد آیت‏ الله صبورى دامت بركاته مشغول درس شدم. هر شب نیز به طور مرتب در جلسه تفسیر قرآن مرحوم آیت ‏الله حاج شیخ ‏على آقا نجفى‏قدس سره كه بعد از نماز مغرب و عشا برقرار مى‏شد شركت مى‏كردم. این جلسه دل مرا به تفسیر قرآن جذب نمود.
از آن زمان به بعد با قرآن انس پیدا كردم و تا به حال الحمدلله ادامه دارد. با اطمینان مى‏گویم كه بیشترین مطالعه من درباره قرآن و تفسیر بوده و چون قرآن و كلام خدا نور است، تا به حال در راه تبلیغ درمانده نشده‏ ام. حتى زمانى هم كه براى ادامه تحصیل وارد حوزه علمیه قم شدم، در كنار (لمعه) كتاب درسى رسمى حوزه، تفسیر «مجمع البیان» را با برخى از دوستان، مطالعه و مباحثه مى‏كردم. همین كه دروس سطح و مقدارى از درس خارج را در حوزه گذراندم، به فكر افتادم كه خلاصه مطالعات و مباحثات تفسیرى خود را یادداشت كنم و این كار را تا پایان چند جزء ادامه دادم. در آن ایام شنیدم كه آیت الله مكارم شیرازى - دامت بركاته - با جمعى از فضلا تصمیم دارند تفسیر بنویسند. من نوشته‏ هاى تفسیرى خود را ارائه دادم و ایشان هم پسندیده و من به جمع آنان پیوستم. حدود پانزده سال طول كشید تا تفسیر نمونه در 27 جلد به اتمام رسید و تا به حال بارها تجدید چاپ و به چند زبان ترجمه شده است. تقریبا نیمى از تفسیر نمونه تمام شده بود كه انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمینى به پیروزى رسید و من به پیشنهاد علامه شهید مطهرى‏قدس سره و مؤافقت امام خمینى (ره ) براى اجراى برنامه درس هایى از قرآن، به تلویزیون رفتم. در این بین به فكر افتادم درس تفسیرى را در سطح فهم عموم شروع كنم. براى این كار با گرفتن دو همكار، علاوه بر تفسیر نمونه، از ده تفسیر دیگر یادداشت بردارى كردیم و برنامه تفسیر خود را با عنوان «آینه وحى» در رادیو آغاز كرده و تاكنون پیش رفته‏ ام. بارها از طرف دوستان و دیگران، پیشنهاد شد كه آنچه را در رادیو مى‏گویم، به صورت كتاب منتشر كرده و در دسترس عموم به خصوص عزیزان فرهنگى قرار دهم. با این تصمیم و نیت چند جزء از یادداشت‏هاى تفسیرى خود را در حضور دو نفر از فقهاى قرآن‏ شناس و محقق كه از اساتید حوزه علمیه قم هستند خواندم و با تأیید و اصلاح آن دو بزرگوار، به سبك و برداشت‏هاى تفسیرى خود اطمینان بیشترى پیدا كردم. پس از آن چند نفر از فضلا كار بازنویسى و تدوین آن را انجام دادند و تحت عنوان «تفسیر نور» منتشر گردید. این تفسیر داراى امتیازاتى است، كه در مقدمه جلد اول ذكر شده است.
برگردم به گذشته خود. سال دوم طلبگى به قم آمده، در مدرسه مرحوم آیت‏الله العظمى گلپایگانى‏ قدس سره و مدرسه خان مشغول به تحصیل شدم. سپس براى ادامه تحصیل به نجف اشرف هجرت كرده، رسائل و مكاسب را در آن جا به پایان رساندم و دوباره به قم مراجعت كردم. پس از امتحان كفایه، چند سالى هم در درس خارج شركت كرده و در مجموع شانزده سال در كاشان، قم، مشهد و نجف بودم تا درس‏هاى سطح حوزه را تمام كردم. همواره در این اندیشه بودم كه قرآن و اسلام براى همه اصناف و طبقات مردم است و كودكان و نوجوانان هم از همین مردم‏اند. ما پزشك اطفال داریم ولى روحانى اطفال نداریم، لذا تصمیم گرفتم در این راه به قصد خدمت به نسل جوان و آینده ‏سازان، اسلام و معارف قرآنى را با زبان ساده و روان به آنها منتقل نمایم. از این رو به كاشان برگشتم و ضمن دعوت نوجوانان، برنامه تبلیغى خود را با حضور هفت نفر آغاز كردم و به علت علاقه و استقبال نوجوانان، كلاس‏ها را ادامه دادم، هر هفته از قم به كاشان مى‏رفتم؛ با این اندیشه كه قرآن دهها داستان و قصه دارد و پیامبر اكرم‏ صلى الله علیه وآله با همین داستان‏ها، سلمان و ابوذرها را تربیت فرموده، كلاسم را با تلفیقى از اصول عقاید، احكام و داستان‏هاى قرآنى اداره كردم، و به ارائه مطالب زنده و تازه روى تخته سیاه پرداختم. نحوه كلاسدارى و قدرت تشبیه و تمثیل من، به جذابیت جلسات و استقبال از آن‏ها، به شكل چشمگیرى افزود.
جلسات كاشان، چند سال ادامه داشت و بركاتى را نیز به همراه داشت. البته چون این كار بى‏سابقه بود كه یك روحانى به جاى منبر پاى تخته سیاه برود و براى كودكان و نوجوانان جلسه و كلاس داشته باشد؛ گاهى مورد بى‏مهرى برخى افراد قرار مى‏گرفتم، ولى چون به كار خود اعتقاد و ایمان داشتم، در طول این مدت آنى نسبت به كار خود با شك و تردید نگاه نكردم، به صورتى كه الان هم پس از گذشت حدود 35 سال از آغاز این حركت خوب و مثبت، اگر بخواهم آن را از ابتدا شروع كنم، از همان جاى قبلى، آغاز خواهم كرد.
به دنبال جلسات كاشان، در قم نیز كار مشابهى را با جوانان و نوجوانان شروع كردم. در جلسات قم، فرزند آیت‏الله مشكینى دامت بركاته شركت مى‏كرد و یادداشت‏هاى كلاس را به رؤیت و اطلاع ایشان مى‏رسانید. یك روز آن بزرگوار به كلاس درس آمد و از نزدیك اینجانب را مورد عنایت و تفقد قرار داده و فرمود: آقاى قرائتى! حاضر هستى با من یك معامله كنى؟ ثواب جلساتى كه شما براى نسل جوان دارید از من، و ثواب درس‏هایى كه من در حوزه مى‏دهم از شما و بعد هم در جلسه درس خود از كار و نحوه كلاس و روش جدید، تجلیل و تعریف نمودند. گفتنى است كه آن روزها ایشان براى حدود هزار طلبه، درس مكاسب و تفسیر مى‏فرمودند و من براى بیست نفر جوان جلسه اصول عقاید داشتم. بعد از این برخورد، به كار و راهى كه انتخاب كرده بودم، عشق و علاقه بیشترى پیدا كردم و بعد از آن هم گروه گروه طلبه‏ ها آمدند تا از نزدیك روش كلاسدارى مرا مشاهده كنند. با این گونه تشویق‏ ها و استقبال‏ ها به ذوق آمده و تصمیم گرفتم مطالب را دسته‏ بندى، منظم و یاداشت كنم. البته در زمان طاغوت هم از طرف تلویزیون به پیشنهاد بعضى مرا براى اجراى برنامه و كلاس دعوت كردند، ولى به دلیل این كه نخواستم بازوى دستگاه طاغوت باشم، قبول نكردم. به علت عشق زیادى كه به كار داشتم، تقریبا به تمام شهرهاى ایران مسافرت نموده، كلاسى برقرار مى‏كردم. در اوائل كار به جلسات دبیران تعلیمات دینى راه یافتم. در یكى از سمینارها كه مقام معظم رهبرى دامت بركاته و شهید دكتر بهشتى‏قدس سره تشریف داشتند، در آن جلسه برنامه اجرا كردم و از طرف مقام معظم رهبرى دامت بركاته مورد تفقد قرار گرفتم. ایشان مرا به منزل خود دعوت كردند و بعد از تشویق، مسجد امام حسن‏ علیه السلام را كه در آن اقامه جماعت داشتند و آن روزها از مساجد فعال و موفق و مبارز پرور علیه طاغوت در مشهد بود، براى كلاسدارى در اختیارم گذاشتند. در سفر تبلیغى به اهواز هم، با علامه شهید مطهرى‏قدس سره آشنا شدم. ایشان روش كلاسدارى مرا دیده و بسیار پسندید. من از اول، معلم قرآن بودم و با اسلوب جدیدى كه داشتم، نسل نو را با قرآن آشنا مى‏كرد. در زمانى كه امام خمینى‏قدس سره فریاد الهى - سیاسى خود را علیه طاغوت بلند كردند، من دروس مرحله اول حوزه را مى‏خواندم و شرایط سنى لازم براى شركت در بعضى از برنامه‏ ها را نداشتم البته در آن زمان به دیدار بعضى علماى زندانى و تبعیدى در محل زندان و تبعید مى‏رفتم و در زمینه حمایت‏هاى جانبى، اطلاع‏ رسانى و تشویق مردم به مسائل انقلاب بى‏تأثیر نبودم. در همان زمان، عوامل رژیم و ساواك، براى دستگیرى من چندمرتبه شبانه به خانه پدرم در كاشان و منزل خودم در قم حمله‏ ور گشتند، ولى موفق نشدند. چند ماهى هم زندگى مخفى داشتم تا انقلاب اسلامى ایران با امدادهاى الهى و رهبرى حضرت امام خمینى‏قدس سره و پشتیبانى ملت مؤمن و غیور و شجاع به پیروزى رسید و دوران جدیدى از فعالیت‏هاى فرهنگى با احساس مسؤولیت بیشترى آغاز شد.
بعد از پیروزى انقلاب، با پیشنهاد علامه شهید مطهرى‏ قدس سره و مؤافقت امام خمینى‏قدس سره براى اجراى برنامه، به تلویزیون معرفى شدم، روزى كه به آن تشكیلات وارد شدم، بیشتر كاركنان نمى‏دانستند، قبله كدام طرف است و... در آن جا با بهانه‏ گیرى و وسواس زیاد مرا آزمایش كردند و زمانى كه در این جهت موفق یافتند، پیشنهاد كردند كه بدون لباس روحانیت برنامه اجرا كنم و به طور علنى گفتند: ما به جز دو روحانى (حضرت امام و آیة الله طالقانى) به دیگران اجازه حضور در این تشكیلات را نمى‏دهیم. من هم با این پیشنهاد موافقت نكرده و اعلام داشتم: برخورد شما را به اطلاع حضرت امام‏ قدس سره خواهم رساند. بعد از این اخطار، آنان قبول كردند كه با لباس روحانى اجراى برنامه كنم. به هر حال سالهاست است كه این برنامه تلویزیونى - كه از باقیات الصالحات علامه شهید مطهرى‏قدس سره و حمایت‏هاى امام عزیزقدس سره است - برگزار مى‏شود و بر اساس نظر سنجى‏هاى خود صدا و سیما از برنامه‏ هاى مؤفق بوده است. امام خمینى‏قدس سره به واسطه‏ ى همان برنامه تلویزیونى، به اینجانب لطف و عنایت خاصى داشت و هر بار كه خدمت ایشان مى‏رسیدم مورد لطف و محبت ایشان قرار مى‏گرفتم. برنامه درس‏هایى از قرآن، كه بنا بود از طرف مدیریت آن زمان تلویزیون تعطیل شود، ایشان به وسیله یكى از اعضاى دفتر خود، به رئیس صدا و سیما اعلام فرمودند كه این برنامه‏ ها مفید بوده و باید باشد و چون من بابت اجراى برنامه‏ ها حق‏ الزحمه‏ اى دریافت نمى‏كردم، آن امام بزرگوار چند بار مبلغ قابل‏ توجهى برایم فرستاد كه بخدمتشان شرفیاب شده و اعلام كردم من فعلاً نیاز ندارم ولى ایشان مى‏فرمود: این از بیت‏ المال نیست و نزد شما باشد و بعد از این آشنایى بود كه آن رهبر فرزانه حكم نمایندگى خود را در سازمان نهضت سوادآموزى به من اعطا فرمود.


حكم نمایندگى امام خمینى (ره)، در سازمان نهضت سوادآموزى:
بسم الله الرحمن الرحیم‏
جناب حجةالاسلام آقاى حاج شیخ محسن قرائتى دامت افاضاته‏:
نظر به اهمیت امر سوادآموزى و گسترش فرهنگ و معارف اسلامى و با توجه به تجربیاتى كه در این باب دارید، جنابعالى را به سمت نماینده خود در سازمان نهضت سوادآموزى تعیین مى‏نمایم. امید است با هماهنگى هر چه بیشتر با مسؤولان محترم این سازمان و وزارت آموزش و پرورش مسؤولیت سنگین خویش را بهتر انجام دهید. بدیهى است كه كمك و مساعدت دست‏اندركاران امر نهضت و وزارت آموزش و پرورش و استفاده از تمامى امكانات موجود پیروزى شما را بر عفریت بى‏سوادى كه یكى از میراث‏ هاى شوم نظام طاغوتى است سریع‏تر مى‏نماید. از خداى تعالى موفقیت شما را در این راه مسئلت دارم.
والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته ‏
روح الله الموسوى الخمینى
اردیبهشت ماه 1361

منبع:http://qaraati.net/

ادامه مطلب

تاریخ ارسال : یکشنبه 16 مهر 1391  ساعت 13 و 52 دقیقه و 14 ثانیه  | نویسنده :   مهدی ملاصادقی

آثار و برکات امام غائب

امام معصوم علیه السلام حجت و خلیفه خداوند بر روی زمین است. او مانند پیامبر از سوی پروردگار برگزیده می‌شود. امام تمام مسؤولیت‌های رسول گرامی اسلام صل الله علیه و آله و سلم به جز دریافت وحی تشریعی را بر عهده دارد، اگر پیشوای معصوم از دیدگان ما پنهان باشد و نتواند به بیان قرآن و احكام و تشكیل حكومت بپردازد، آیا می‌تواند با این حال در حیات بشری تأثیر گذار باشد؟

در این نوشتار برخی از آثار و بركت‌های امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف كه نهان از چشمان ما است، به صورت خلاصه بیان می‌شود.

 

اول: امید بخشی

نقش حیاتی و شگفت انگیز امید در سعادت فرد و جامعه بر كسی پوشیده نیست، وقتی امید می‌آید تلاش و حركت جایگزین رخوت و سستی می‌شود و در یك سخن؛ انسان به امید زنده است. مهمترین دلیل شكست مسلمانان در جنگ احد، شایعه شهادت رسول خدا صل الله علیه و آله و سلام بود. وقتی این خبر دروغ پخش شد، عدّه كمی به اندازه انگشتان دست، اطراف پیامبر باقی ماندند.(1) شیعه با اعتقاد به امامی كه زنده است و حاضر و ناظر و پشتیبان آنان است، خود را حفظ كرده و به پیش می‌رود ولی اهل سنت اعتقاد دارند، مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در آخرالزمان به دنیا می‌آید و سپس ظهور خواهد كرد.

آنان به امام زنده معتقد نیستند به همین دلیل جوامع سنی نشین عموماً دارای انتظاری سرد و خاموش هستند ولی انتظار در جوامع شیعی، زنده و نیرو آفرین است. دلیل این نشاط دو نكته اساسی است:

1. شیعه با اعتقاد به وجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و قدرت و علم گسترده او، خود را دارای پشتوانه قوی و فولادینی می‌بیند، چون كوهی استوار در برابر دشمن می‌ایستد و به پیش می‌رود.

2. شیعه، با اعتقاد به نقش و تأثیر انسان‌ها در پایان یافتن غیبت امامشان و برپایی عدالت در جهان، تلاش خود را برای فراهم كردن زمینه‌های ظهور انجام می‌دهد كه نمونه بارز آن انقلاب اسلامی ایران است.

 

دوم: امنیت بخشی

پروردگار عالم هر روز شاهد نافرمانی و ظلم و فساد بندگانش بر روی زمین است. اگر به خاطر وجود مبارك امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و عدالت گستری او نبود تا كنون بارها اهل زمین را نابود كرده بود. به همین جهت در روایات ما به تعبیرهای مختلف آمده است: اگر حجت بر روی زمین نباشد، زمین اهل خود را فرو می‌برد.(2) امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود: من پناه اهل زمین هستم آن چنانكه ستارگان پناهگاه ساكنان آسمانند.(3)

 

 

 

سوم: رابط میان آسمان و زمین

یكی از ویژگی‌های شیعه دوازده امامی برقراری رابطه آنان با خداوند به وسیله نماینده اوست. با آمدن پیامبر اسلام، رابطه ادیان پیشین با آسمان قطع شد و با رحلت پیامبر اكرم صل الله علیه و آله و سلام رابطه اهل سنت با آسمان بریده شد ولی شیعه با اعتقاد به جانشینی پیشوایان معصوم از طرف خداوند، این ارتباط را حفظ كرد. در میان گروه‌های شیعه نیز، این شیعه دوازده امامی است كه با اعتقاد به امام مهدی به عنوان امام غایب هنوز پیوند خود را با آسمان نگه داشته و ریسمان محكم الهی را رها نكرده است.

در دعای ندبه می‌خوانیم: «أَینَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَینَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاء»(4)؛ كجاست آن وسیله پیوند میان آسمان و زمین.

 

چهارم: حافظ علوم و اسرار الهی

تمام علوم و حقایقی كه همراه حضرت آدم به زمین آورده شد و تمامی میراث پیامبران، پیوسته از حجّتی به حجّت دیگر می‌رسید و حجّت هر زمان مسؤول نگهداری و استفاده از این علوم بود، هم اكنون حافظ این علوم و اسرار امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. او در زمان ظهور، هنگام رشد عقلی انسان‌ها از این میراث گرانبها برای پیشرفت انسان‌ها استفاده خواهد كرد. امام صادق علیه السلام فرمودند: علومی كه با آدم علیه السلام نازل شد، از میان نرفت و عالمی نمی‌میرد، مگر این كه علمش را به ارث می‌گذارد و زمین بدون عالم باقی نمی‌ماند.(5)

 

پنجم: خودسازی

معتقدان به امام غایب او را شاهد اعمال خود می‌بینند و می‌دانند كردارشان پیوسته به محضر او عرضه می‌شود؛ از این روی تلاش می‌كنند كردار و رفتارشان مطابق میل او باشد تا در پیشگاه امام خود شرمگین و سرافكنده نشوند. این خودسازی می‌تواند مقدمه‌ای برای هدایت باطنی به وسیله امام باشد.

 

ششم: هدایت باطنی

رسالت اصلی پیامبران و پیشوایان دین هدایت تشریعی و راهنمایی مردم به راه مستقیم است. برخی مردم این دعوت را می‌پذیرند و برخی نمی‌پذیرند ولی عده‌ای از انسان‌ها به درجات پایین ایمان قانع نیستند. آنها با شناخت استعدادهای خود و تلاش خستگی ناپذیر، نگاهشان به بالاترین مرتبه‌های ایمان است. خدای حكیم وسیله رشدشان را با قرار دادن انسان كاملی فراهم كرده است تا با آنان ارتباط معنوی برقرار كرده و دستگیر و راهنمایشان در صعود به قله‌های ایمان باشد. و آن انسان كامل كسی جز حجّت خداوند در هر زمان نیست و هم اكنون امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، این وظیفه را بر عهده دارد.

 

 

 

هفتم: فریاد رس

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، اگر چه از دیدگان ما غایب است ولی در هنگام اضطرار فریادرس بسیاری از بیچارگان و در راه ماندگان و گمراهان خواهان هدایت بوده و می‌باشد. كتب متعددی این عنایات حضرت را جمع آوری نموده، و به رشته تحریر درآورده‌اند.(6)

 

هشتم: حفظ كیان شیعه

در طول دوران غیبت هر وقت شیعیان در خطر قرار گرفته‌اند و دشمن از هر طرف به آنان هجوم آورده است، امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف با روشی آنان را نجات داده است. آیت الله العظمی نائینی می‌گوید: در دوران جنگ جهانی اول و اشغال ایران توسط روسها و انگلیسی‌ها، فشار و سختی ملت ایران به اوج خود رسید. شبی به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف متوسل شدم و با چشمانی گریان خوابیدم. در عالم رؤیا دیوار بزرگی به شكل نقشه ایران دیدم كه در حال سقوط است و عده‌ای زن و بچه زیر آن نشسته‌اند. وضعیت به قدری هولناك بود كه در خواب فریاد كشیدم. در این حال امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آمدند و انگشت مباركشان را به طرف دیوار گرفتند. دیوار سر جای خودش قرار گرفت. ایشان فرمودند: این جا خانه شیعه، خانه ما است، می‌شكند، خم می‌شود، خطر است ولی ما نمی‌گذاریم سقوط كند، نگهش می‌داریم. جریان شیعیان بحرین و قضیه انار نیز دلیل خوبی بر این مدعا است.

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در توقیعی به شیخ مفید، فرمودند: ما در رسیدگی و سرپرستی شما كوتاهی و اهمال نكرده و شما را از یاد نبرده‌ایم. و اگر جز این بود دشواری‌ها و مصیبت‌ها شما را فرا می‌گرفت و دشمنان شما را ریشه كن و نابود می‌كردند.(7)

خدای مهربان این حجت را بر ما دارد كه من نماینده‌ام را برای نجات و هدایت شما فرستادم، آن چه هست از طرف شما باید آمادگی پذیرش باشد تا او ظاهر شود. وجود امام زمان و آمادگی او برای قیام كه لقب «قائم» بیانگر آن است، این پیام را برای منتظران دارد كه در راه فراهم كردن مقدمات ظهور او بیشتر تلاش كنند.

 

پی نوشتها:

(1) فروغ ابدیت، ج2، ص53.

(2) اصول كافی، ج1، ص178.

(3) كمال الدین، ج2، ص239، باب45، حدیث4.

(4) بحارالأنوار، ج99، ص106.

(5) اصول كافی، ج1، ص223، حدیث 8.

(6) نجم الثاقب، میرزا حسین طبرسی نوری؛ میر مهر، پورسیدآقایی؛ بركات سرزمین وحی؛ محمدی ری شهری.

(7) احتجاج طبرسی، ج2، ص598.

تاریخ ارسال : یکشنبه 16 مهر 1391  ساعت 13 و 49 دقیقه و 38 ثانیه  | نویسنده :   مهدی ملاصادقی
«««بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان

اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن
خدایا، ولىّ‏ ات حضرت حجّه بن الحسن

صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی
که درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد

هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ
در این لحظه و در تمام لحظات

وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ
سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر

دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ
و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى

طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"

که خوشایند اوست ساکن زمین گردانیده،
و مدّت زمان طولانى در آن بهره‏مند سازى»»»»
سلام بر مهدی (عج) و روزی که می آید و آن روز....
آرزو دارم وقتی مهدی موعود می آید در رکاب حضرت شهید بشوم
آروز دارم وقتی حضرت می آید اگر مرا لایق دانست یکی از سربازانش باشم
آرزو دارم که با مهدویت زندگی بکنم
همین که هر روز به یادش می افتم و بغضم می گیرد
اما دیگر توان این را ندارم که از خود حرکتی بکنم
و با قدم های کوچک خود به یاری او بشتابم
گناه این مردم مانع این می شود
که کسی بتواند یار مهدی باشد
اما دلم به این خوش است که همیشه از او یاد می کنم
همیشه صدا می زنم مهدی جان!!!
آخ که فقط نام مبارکش دلم را به لرزه می اندازد
یا مهدی!! قربان چشمایت بشوم که هر روز برای گناه من گریه می کنی
تا عذاب برایم نیاید
دنیا دیگر دارد تمام می شود
ای خدای مهربان!!!
نظری به این دنیا بکن!
یا مهدی!!
نظری بر ما بنده ضعیف بکن!!!
چشم ما همیشه با اشک خود راه را برای آمدن تو شست و شو می دهد
پس بیا قبل از اینکه اشک چشم هایمان خشک شود
یا مهدی جان!!!!
بیا.............................
وبلاگ بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجّل الله تعالی فرجه و الشریف شعبه زرقان ، با هدف ترویج فرهنگ مهدوی وبا استعانت از خداوند متعال وامدادهای حضرت ولیعصر عجّل الله تعالی فرجه و الشریف فعالیت خود را آغاز نموده است و إن شاء الله با همیاری شما عزیزان طی طریق خواهد نمود...
و اما کانون فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج) :
این کانون از سال 1390 مصادف با عید سعید غدیر تحت حمایت بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج) فارس با حضور حاج آقا حدائق مدیریت محترم بنیاد فارس با مدیریت امام جمعه محترم شهر حاج آقا موحدی در شهر زرقان افتتاح گردید که فعالیتهای فرهنگی مهدوی را در راس برنامه های خود دارد.



اللهم عجّل لولیّك الفرج
07124224434
  لشکر رزمنده انصار المهدی موعود (عج) زرقان  
  یا مهدی  
  ادرکنی  
  بسم الله الرحمن الرحیم  
  اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ  
  وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ  
  وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ  
   
  التماس دعا  
  خدایا،توفیق فرمانبرى،و دورى از نافرمانى،و درستى نهاد و شناخت واجبات را روزى ما بدار  
  ما را به هدایت و پایدارى گرامى دار  
  و زبانمان را به راستگویى و حكمت استوار ساز  
  اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن  
  صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ  
  فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ  
  وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً  
  حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"  
  برحمتک یا ارحم الراحمین  
  بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیمِ  
  أنْتَ اللهُ الَّذی لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ، مُبْـدِئُ الْخَلْقِ وَمُعیدُهُمْ وَأنْتَ اللهُ الَّذی لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ، مُدَبِّـرُ الْاُمُورِ  
  وَ بٰاعِثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ، وَ أنْتَ اللهُ الَّذی لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ الْقٰابِضُ الْبٰاسِطُ  
  وَ أنْتَ الله الَّذی لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ، وٰارِثُ الْأرْضِ وَمَنْ عَلَیْهٰا.  
  أسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذی إذٰا دُعیتَ بِهِ أجَبْتَ، وَإذٰا سُئِلْتَ بِهِ أعْطَیْتَ  
  وَ أسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ أهْلِ بَیْتِهِ، وَ بِحَقِّهِمُ الَّذی أوْجَبْتَهُ عَلیٰ نَفْسِكَ  
  أنْ تُصَلِّیَ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ ٰالِ مُحَمَّدٍ، وَ أنْ‌ تَقْضِیَ لی حٰاجَتی، السّاعَةَ السّاعَةَ،  
  یٰا سَیِّدٰاهُ، یٰا مَوْلٰاهُ، یٰا غِیٰاثٰاهُ، أسْئَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ سَمَّیْتَهُ بِهِ نَفْسَكَ، وَاسْتَأْثَرْتَ  
  بِهِ فی عِلْمِ الْغَیْبِ عِنْدَكَ أنْ تُصَلِّیَ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ ٰالِ مُحَمَّدٍ، وَ أنْ تُعَجِّلَ خَلٰاصَنٰا  
  مِنْ هٰذِهِ الشِّدَّةِ، یٰا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَالْأبْصٰار، یٰا سَمیعَ الدُّعٰآءِ،‌إنَّكَ عَلیٰ كُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ،  
  بِرَحْمَتِكَ یٰا أرْحَمَ الرّاحِمین  
یک روز می افتد ؛
آن اتفاق خوب را می گویم ...
من به افتادنی که برخاستن اوست ایمان دارم ؛
هر لحظه ، هر روز ، هر جمعه ...
اللهم عجل لولیک الفرج
  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ  
  لا اِلهَ اِلا اللَّهُ  
  عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ  
  وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ  
 
  یا مهدی ادرکنی  
 السلام علی جمیع المعصومین علیهما السلام  
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ ما شآءَ اللَّهُ كانَ وَ مالَمْ یَشَاْ لَمْ یَكُنْ اَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّشَیْئٍ قَدیرٌ وَ اَنَّ اللَّهَ قَدْ اَحاطَ بِكُلِّ شَیْئٍ عِلْماً اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ نَفْسى وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ دآبّةٍ اَنْتَ اخِذٌ بِناصِیَتِها اِنَّ رَبّى عَلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ